दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 837 शेर 5 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۸۳۷

  1. از مسلمان و جهود و ترسا هر سحر بانگ دعا می‌آید

G837:5

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 هر کجا بوی خدا می‌آید·خلق بین بی‌سر و پا می‌آید
  2. 2 زانک جان‌ها همه تشنه‌ست به وی·تشنه را بانگ سقا می‌آید
  3. 3 شیرخوار کرمند و نگران·تا که مادر ز کجا می‌آید
  4. 4 در فراقند و همه منتظرند·کز کجا وصل و لقا می‌آید
  5. 5 از مسلمان و جهود و ترسا·هر سحر بانگ دعا می‌آید
  6. 6 خنک آن هوش که در گوش دلش·ز آسمان بانگ صلا می‌آید
  7. 7 گوش خود را ز جفا پاک کنید·زانک بانگی ز سما می‌آید
  8. 8 گوش آلوده ننوشد آن بانگ·هر سزایی به سزا می‌آید
  9. 9 چشم آلوده مکن از خد و خال·کان شهنشاه بقا می‌آید
  10. 10 ور شد آلوده به اشکش می‌شوی·زانک از آن اشک دوا می‌آید
  11. 11 کاروان شکر از مصر رسید·شرفه گام و درا می‌آید
  12. 12 هین خمش کز پی باقی غزل·شاه گوینده ما می‌آید

ganjoor: sh837 · public domain