दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 943 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۹۴۳

  1. هزار صورت و شخص عجب ببیند روح چو خواب نقش جهان را از او فروساید

G943:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 نماز شام چو خورشید در غروب آید·ببندد این ره حس راه غیب بگشاید
  2. 2 به پیش درکند ارواح را فرشته خواب·به شیوه گله بانی که گله را پاید
  3. 3 به لامکان به سوی مرغزار روحانی·چه شهرها و چه روضاتشان که بنماید
  4. 4 هزار صورت و شخص عجب ببیند روح·چو خواب نقش جهان را از او فروساید
  5. 5 هماره گویی جان خود مقیم آن جا بود·نه یاد این کند و نی ملالش افزاید
  6. 6 ز بار و رخت که این جا بر آن همی‌لرزید·دلش چنان برهد که غمیش نگزاید

ganjoor: sh943 · public domain