दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 943› शेर 6 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۹۴۳
- ز بار و رخت که این جا بر آن همیلرزید دلش چنان برهد که غمیش نگزاید
G943:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 نماز شام چو خورشید در غروب آید·ببندد این ره حس راه غیب بگشاید
- 2 به پیش درکند ارواح را فرشته خواب·به شیوه گله بانی که گله را پاید
- 3 به لامکان به سوی مرغزار روحانی·چه شهرها و چه روضاتشان که بنماید
- 4 هزار صورت و شخص عجب ببیند روح·چو خواب نقش جهان را از او فروساید
- 5 هماره گویی جان خود مقیم آن جا بود·نه یاد این کند و نی ملالش افزاید
- 6 ز بار و رخت که این جا بر آن همیلرزید·دلش چنان برهد که غمیش نگزاید
ganjoor: sh943 · public domain