Baca› Kitab 1› Khalifah menerima hadiah dan memberi anugerah dengan kedermawanan yang sempurna, tidak membutuhkan hadiah atau kendi itu› Bait 2931
M1:2931 — تا بپوشد حسن آن و ننگ این / تا نبینی رنگ آن و زنگ این
M1:2931
Makna · به زبانِ تو — Bahasamu · AI
在秋天,花朵的美丽和荆棘的丑陋都被掩盖,使得二者表面上看起来没有分别。
此节诗句延续了前文关于春天与秋天的比喻。春天是“盛大展示之日”(روز عرض اکبر),万物在此彰显其内在本质:玫瑰(代表内在芬芳的灵魂)绽放,而荆棘(代表空洞无意义的存在)则暴露其贫瘠。荆棘憎恨春天,因为它无情地揭示了它的丑陋。
因此,荆棘盼望秋天的到来。秋天是它的“春天”和“生命”,因为在萧瑟凋零的季节里,一切都被夷为平地。花朵褪去鲜艳的色彩(رنگ),荆棘的丑陋锈斑(زنگ)也就不再那么刺眼。秋天使万物的外在表象趋同,掩盖了内在本质的巨大差异。它遮蔽了花朵的秀美(حسن)与荆棘的耻辱(ننگ),让宝石和顽石看起来别无二致。
鲁米借此阐明一个深刻的苏菲观点:虚假之人或精神上的贫瘠者,偏爱一个混淆是非、真假难辨的环境。在这样的“秋天”里,他们可以暂时躲避审视,将自己的丑陋隐藏在普遍的平庸之中,甚至与真正美好的人平起平坐。然而,真正的“园丁”(真主或精神导师)即使在秋天也能分辨二者。最终,真正的春天(审判日或灵性觉醒的时刻)终将到来,届时内在的本质将无可遁形。
- ننگ
- 耻辱,羞耻,丑陋。在此诗句中与“حسن”(秀美)相对,指荆棘内在的贫瘠和可鄙之处。
- زنگ
- 锈,锈斑,污点。在此处用作比喻,与“رنگ”(色彩,光彩)相对,形象地描绘了荆棘的丑陋、暗淡和毫无价值。
پاییز، فصل محبوبِ خار است، زیرا در این فصل، زیبایی گل پنهان و زشتی خار پوشیده میماند و این دو در ظاهر یکسان به نظر میرسند.
مولانا در اینجا تمثیل «گل» و «خار» را برای توضیح دو نوع انسان به کار میبرد: انسانهای زیباباطن (گل) و انسانهای بیمحتوا و زشتسیرت (خار).
بهار، فصل شکوفایی و آشکار شدن حقیقت است. در بهار، زیبایی گل و بیارزشی خار به روشنی دیده میشود. به همین دلیل، انسانهای نیکسیرت عاشق بهار (نماد روز حساب و قیامت) هستند، زیرا زمان جلوهگری کمالات آنهاست.
در مقابل، خار عاشق پاییز است. پاییز فصل زوال و یکرنگی ظاهری است. در این فصل، گلبرگهای گل میریزد و زیباییاش پنهان میشود و بوتهی خشکیدهاش شبیه خار به نظر میرسد. پاییز این فرصت را به خارِ بیارزش میدهد که «ننگ» و «زنگ» (زشتی و تیرگی) خود را بپوشاند و در کنار گلستان خشکیده، خود را همسطح آن نشان دهد. این فصل، بهشتِ موجودات بیمحتوایی است که از پنهان شدن حقیقت و برابری ظاهری با نیکان لذت میبرند.
- حُسن
- زیبایی، نیکویی
- ننگ
- عار، شرم، زشتی
- زنگ
- تیرگی، کِدِرت، زنگار (در اینجا کنایه از زشتی باطن است)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.