Baca Kitab 1 Orang-orang Nasrani mengikuti menteri Bait 381

M1:381 — می‌نیندیشیم آخر ما بهوش / کین خلل در گندمست از مکر موش

می‌نیندیشیم آخر ما بهوشکین خلل در گندمست از مکر موش
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M1:381

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما چرا سرانجام به هوش نمی‌آییم و نمی‌اندیشیم / که این آسیب و کم‌شدن در گندم (اعمال) ما از مکر موش (نفس اماره و فریب‌های درونی) است؟ معنا: مولانا از ما می‌پرسد که چرا بیدار نمی‌شویم و نمی‌فهمیم که نقص و تباهی در دستاوردهای معنوی‌مان، ریشه در فریبکاری‌های موشی دارد که در انبار وجود ما لانه کرده است.

شرح

این از آن ابیات کلیدی مثنوی است که در آن، مولانا با یک تمثیل درخشان، ماهیت اعمال معنوی و لزوم پاکسازی باطن را تبیین می‌کند. من بارها این ابیات را در سخنرانی‌هایم مورد تأکید قرار داده‌ام. مولانا می‌گوید: «ما در این انبار گندم می‌کنیم / گندم جمع‌آمده گم می‌کنیم.» این «انبار» همان وجود خود ماست، همان جوهر نفسانی ما. و این «گندم» نیز همان طاعات و عبادات و اعمال نیک ماست؛ نماز، روزه، انفاق، پرهیز از گناهان و تمام آنچه که در پی تهذیب روح انجام می‌دهیم. ما مدام این گندم‌ها را در انبار وجودمان جمع می‌کنیم، اما حیرت می‌کنیم که چرا این گندم‌ها، این ثمرات معنوی، ناپدید می‌شوند و اثری از آنها نمی‌بینیم. چرا در وجود ما تحولی حاصل نمی‌شود؟ چرا همان خصال پیشین، همان منیّت‌ها، همان خودبینی‌ها همچنان باقی است؟ مولوی سؤال می‌کند: «می‌نیندیشیم آخر ما به هوش / کین خلل در گندمست از مکر موش؟» چرا به خود نمی‌آییم و کمی هوش به خرج نمی‌دهیم تا دریابیم که این خلل و نقصان نه از نقص گندم است، بلکه از حیلهٔ موشی است که در انبار ما خانه کرده؟ این موش، بی‌تردید همان نفس اماره و شیطان درونی است که مولانا خود می‌گوید: «نفس و شیطان هر دو یک تن بوده‌اند / در دو صورت خویش را بنموده‌اند.» این موش، همان قدرت بی‌کران آدمی در فریب دادن خویشتن است؛ همان که مولانا به آن «تسویل» می‌گوید. وقتی کارمان خراب می‌شود، به گردن دیگران می‌اندازیم، اما اگر به کمالی رسیدیم، آن را از خود می‌دانیم. این از مکر موش است. مولانا در اینجا به ما می‌آموزد که پاداش طاعات، ذخیره‌ای برای آخرت دوردست نیست که در بانکی ناپایدار سپرده شود؛ بلکه باید نقد حال باشد، باید در همین دنیا و در وجود خود ما تحول ایجاد کند. باید غنای نفسانی بیاورد، نه صرفاً اسقاط تکلیف. اگر چهل سال عبادت کردیم و تغییری در ما حاصل نشد، باید این سؤال را از خود بپرسیم: «گندم اعمال چهل‌ساله کجاست؟» از همین رو، مولانا حکم صادر می‌کند: «اول ای جان دفع شر موش کن / وانگهان در جمع گندم جوش کن.» اول و پیش از هر چیز باید انبار وجودمان را از شر این موش پاک کنیم، سوراخ‌ها و روزنه‌ها را بگیریم، موانع باطنی را برطرف کنیم. تا وقتی این «حفره» در انبار وجود ماست و این «مکر موش» فعال است، هرچه گندم جمع کنیم، باز هم به یغما خواهد رفت. این همان نکته‌ای است که در حدیث نبوی نیز می‌یابیم: «لا صلاة تم الا بالحضور.» نمازی که حضور قلب ندارد، فقط یک عمل فقهی است که بار تکلیف را از دوش برمی‌دارد، اما به هیچ وجه آدمی را متحول نمی‌کند. پاکسازی درون، مقدم بر انباشت ظواهر است.

نکات کلیدی

  • پاداش طاعات در همین دنیا و در وجود خود ماست؛ اعمال معنوی باید فوراً در ما تحول ایجاد کنند، نه اینکه صرفاً برای آینده‌ای دور ذخیره شوند.
  • موشِ انبار نمادی از نفس اماره و شیطان درونی است که با فریبکاری، ثمرات اعمال نیک ما را تباه می‌کند و اجازه نمی‌دهد به کمال برسیم.
  • خودفریبی، یعنی نسبت دادن کاستی‌ها به عوامل بیرونی و بردن کمالات به حساب خود، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این موش درونی است.
  • اولین و مهم‌ترین گام در مسیر معنوی، پاکسازی انبار وجود از موش مکر و حیله است؛ تا وقتی این کار انجام نشود، هر چه اعمال ظاهری بیشتر شود، حاصلی نخواهد داشت.
  • اعمال عبادی بدون حضور قلب و نیت خالص، صرفاً اسقاط تکلیف است و نمی‌تواند به رشد و تحول عمیق روحی منجر شود.
  • سؤال «گندم اعمال چهل‌ساله کجاست؟» دعوتی دائمی به خودآگاهی و ارزیابی صادقانهٔ تأثیر اعمالمان بر وجود خویش است.

Sources: d1-s30 · 00:25:47 d1-s30 · 00:23:57 d1-s30 · 00:30:04

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.