Baca Kitab 1 Memohon kepada Tuhan, sang Wali Penyelamat, karunia untuk senantiasa berlaku sopan, serta menjelaskan parahnya bahaya ketidaksopanan Bait 86

M1:86 — لابه کرده عیسی ایشان را که این / دایمست و کم نگردد از زمین

لابه کرده عیسی ایشان را که ایندایمست و کم نگردد از زمین
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M1:86

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: عیسی به آنان التماس کرد که این نعمت دائمی است و هرگز از زمین کم نخواهد شد. معنا: این بیت به بی‌ادبی و حرصِ برخی از پیروان عیسی اشاره دارد که با وجود نعمت آسمانی، به طمع افتاده و گمان می‌بردند که این خوان از بین می‌رود. عیسی به آن‌ها اطمینان داد که این رزق پایدار است و نیازی به آز و اندوختن نیست.

شرح

مولانا در اینجا، در سیاق بحث پردامنه و ژرف خود درباره ادب و بی‌ادبی، به داستانی از قوم موسی و عیسی می‌پردازد تا عاقبت ناگوار بی‌ادبی را روشن سازد. این بیت به لحظه‌ای کلیدی اشاره دارد که عیسی مسیح، با لابه و التماس، می‌کوشد تا مریدان خود را از ورطه سوءظن و طمع برهاند.

پیش از این، قوم موسی با ناسپاسی و حرص، «منّ و سلوی» را ناچیز شمردند و سیر و عدس طلب کردند، و نتیجه آن شد که خوان آسمانی برچیده شد. اما چون عیسی شفاعت کرد، خداوند دوباره خوان نعمت را فرستاد. اینجا بود که آزمون دیگری پیش آمد. به جای آنکه از لطف بیکران الهی شکرگزار باشند و به پایداری آن اعتماد کنند، «گستاخان» که همان بی‌ادبان هستند، شروع به «ذلّه‌ها برداشتن» کردند؛ یعنی حرص ورزیدند و از ترس اینکه مبادا این نعمت تمام شود، آن را انباشتند. این بی‌اعتمادی، خود بی‌ادبی بزرگی بود در پیشگاه کرم الهی.

اینجاست که عیسی مداخله می‌کند و می‌فرماید: «این دایمست و کم نگردد از زمین». او به آن‌ها اطمینان می‌دهد که این رزق، موقت و محدود نیست؛ بلکه دائمی و بی‌نقص است. نیازی به حرص‌ورزی و اندوختن نیست، چرا که منبع آن، بی‌کران است. این «لابه کردن» عیسی، در واقع کوششی است برای بیدار کردن حس اعتماد و ادب در وجود مریدان. او می‌خواهد به آن‌ها بفهماند که نان و نعمت آسمانی، برخلاف نعمت‌های زمینی، از بین نمی‌رود و نگران کاهش یا اتمام آن نباید بود.

مولانا از این داستان نتیجه می‌گیرد که «بدگمانی کردن و حرص‌آوری / کفر باشد پیش خوان مهتری». این بی‌ادبی، در حقیقت کفر و ناسپاسی در برابر لطف خداوند است. این نه فقط یک بی‌احترامی ساده، بلکه انکار ذاتی جود و کرم الهی است. آنان که گمان می‌برند خداوند چیزی را موقتاً می‌دهد و سپس دریغ می‌کند، درواقع به ذات پروردگار سوءظن دارند و همین سوءظن، درهای رحمت را بر آنان می‌بندد. این همان نکته‌ای است که مولانا در جای دیگر تأکید می‌کند: «بی‌ادب محروم شد از لطف رب». لطف رب، که همان «توفیق» الهی برای رسیدن به مقصود است، تنها به اهل ادب می‌رسد؛ ادب نه فقط در ظاهر، بلکه در باطن، در اعتماد و شکرگزاری قلبی.

نکات کلیدی

  • بی‌ادبی و حرص، درهای رحمت الهی را می‌بندد؛ حتی در مواجهه با نعمت بی‌کران آسمانی.
  • اعتماد به پایداری رزق الهی، جوهر ادب درونی است و نقطه مقابل سوءظن و حرص‌ورزی.
  • ناسازگاری ذات طمع با کرم بی‌پایان پروردگار؛ گمانِ نقص بر غنای مطلق، خود «کفر» است.
  • داستان موسی و عیسی، تمثیلی است از این حقیقت که بی‌ادبان از «لطف رب» محروم می‌گردند.
  • لابه کردن پیامبران برای هدایت مردم، نشان از پایداری لطف الهی حتی در برابر خطاکاران دارد.

Sources: d1-s16 · 00:00:07 d1-s16 · 00:21:50

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.