Baca› Kitab 2› Sumpah budak atas kejujuran dan kesetiaan temannya karena kesucian prasangkanya› Bait 946
M2:946 — جوهری داری ز انسان یا خری / این عرضها که فنا شد چون بری
M2:946
Makna · به زبانِ تو — Bahasamu · AI
مولانا میپرسد که آیا ذات و حقیقت وجود تو انسانی و الهی است یا حیوانی و پست؟ زیرا اعمال و صفات ظاهری که همچون «عَرَض» هستند فانی میشوند و تو نمیتوانی آنها را پس از مرگ با خود به نزد خدا ببری.
در این بیت، مولانا با استفاده از اصطلاحات فلسفی «جوهر» و «عَرَض»، یک پرسش بنیادین عرفانی را مطرح میکند. پادشاه از غلام میپرسد که حقیقت وجودی تو چیست؟ آیا به گوهر انسانیت دست یافتهای یا در حد حیوانیت باقی ماندهای؟
- جوهر (Substance): ذات و حقیقت پایدار یک چیز است که قائم به خود است. در اینجا، «جوهر انسانی» به معنای آن حقیقت معنوی و الهی است که پس از مرگ باقی میماند.
- عَرَض (Accident): صفات و ویژگیهای ناپایدار و گذرا هستند که به یک جوهر تعلق دارند، مانند رنگ، شکل، یا حتی اعمال ظاهری. نماز و روزه و دیگر عبادات، تا زمانی که صرفاً اعمالی بیرونی باشند و ذات انسان را دگرگون نکرده باشند، «عرض» محسوب میشوند.
منظور مولانا این است که هدف از اعمال عبادی و ریاضتها، صرفاً انجام دادن آنها نیست. این اعمال باید مانند دارویی عمل کنند که «جوهر» و ذات انسان را تغییر دهند و او را از بیماریهای نفسانی شفا بخشند. اگر این اعمال فقط پوستهای ظاهری باقی بمانند و به عمق وجود انسان نفوذ نکنند، با مرگ جسم از بین میروند و چیزی برای عرضه به محضر الهی باقی نمیماند. بنابراین، پرسش اصلی این است: آیا عبادات تو، جوهر وجودت را الهی کرده است یا خیر؟
- جوهر
- ذات، حقیقت پایدار و اصلی یک چیز در مقابل صفات ظاهری و گذرا.
- عرض
- ویژگی ناپایدار و غیرذاتی یک چیز که به جوهر وابسته است؛ صفات ظاهری و فناپذیر.
- فنا شد
- فانی میشود، از بین میرود.
- چون بری
- چگونه با خود میبری، چطور منتقل میکنی.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.