Baca› Kitab 5› Kisah budak perempuan yang bersetubuh dengan keledai nyonya, dan dia telah mengajarkan keledai itu cara bersetubuh seperti manusia, dengan memasukkan labu ke penis keledai agar tidak berlebihan. Sang nyonya mengetahui hal itu, tetapi tidak melihat trik labu. Dia mengirim budak perempuan itu dengan dalih ke tempat yang jauh, lalu bersetubuh dengan keledai tanpa labu dan binasa dalam kehinaan. Budak perempuan itu kembali larut malam dan meratap, "Wahai jiwaku dan wahai mataku yang terang, kau melihat penis, tapi tidak melihat labu. Kau melihat kemaluan, tapi tidak melihat yang lain. 'Setiap yang kurang itu terkutuk,' artinya setiap pandangan dan pemahaman yang kurang itu terkutuk. Jika tidak, orang-orang yang cacat fisik itu dirahmati, bukan terkutuk. Bacalah 'Tidak ada keberatan bagi orang buta.' Ayat itu menafikan keberatan, menafikan kutukan, menafikan teguran, dan kemurkaan.› Bait 1343
M5:1343 — از شکاف در بدید آن حال را / بس عجب آمد از آن آن زال را
M5:1343
Makna · به زبانِ تو — Bahasamu · AI
خاتون خانه از شکاف در، پنهانی رابطهٔ کنیزک با خر را دید و از این صحنه بسیار شگفتزده و متعجب شد.
این بیت لحظهٔ کشف راز را در داستان به تصویر میکشد. خاتون که از لاغر شدن بیدلیل خرش نگران و کنجکاو شده بود، به جستجو و تحقیق میپردازد و سرانجام کنیزک را در حال آمیزش با حیوان مییابد. مولانا با استفاده از کلمهٔ «زال» (پیرزن) برای خاتون، هم به سن او اشاره میکند و هم شاید به حیلهگری و باتجربگی او در امور دنیوی، که حالا با دیدن این صحنهٔ نامتعارف، شگفتزده شده است.
این «دیدن» اما، دیدنی ناقص است. خاتون اصل عمل را میبیند اما از «دقیقه» یا نکتهٔ ظریف و حیاتی ماجرا، یعنی کدویی که کنیزک برای کنترل اندازهٔ آلت خر به کار میبرد، غافل است. این نگاه سطحی و ناقص، که تنها ظاهر را میبیند و به عمق و جزئیات محافظتکننده پی نمیبرد، زمینهساز فاجعهای میشود که در ادامه برای خود او رخ میدهد. این بیت در واقع مقدمهای است برای طرح یکی از مفاهیم کلیدی مثنوی: تفاوت میان دیدنِ کل و دیدنِ جزء، و خطر فهم ناقصی که به هلاکت میانجامد. نگاه خاتون، نمونهٔ بارز «نظر ناقص» است که مولانا در عنوان داستان به «ملعون» بودن آن اشاره میکند.
- بدید
- دید، تماشا کرد
- بس
- بسیار، خیلی
- عجب آمد
- متعجب شد، شگفتزده شد
- زال
- پیرزن. در ادبیات گاهی کنایه از دنیا یا فرد حیلهگر نیز هست.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.