Baca› Kitab 5› Kisah budak perempuan yang bersetubuh dengan keledai nyonya, dan dia telah mengajarkan keledai itu cara bersetubuh seperti manusia, dengan memasukkan labu ke penis keledai agar tidak berlebihan. Sang nyonya mengetahui hal itu, tetapi tidak melihat trik labu. Dia mengirim budak perempuan itu dengan dalih ke tempat yang jauh, lalu bersetubuh dengan keledai tanpa labu dan binasa dalam kehinaan. Budak perempuan itu kembali larut malam dan meratap, "Wahai jiwaku dan wahai mataku yang terang, kau melihat penis, tapi tidak melihat labu. Kau melihat kemaluan, tapi tidak melihat yang lain. 'Setiap yang kurang itu terkutuk,' artinya setiap pandangan dan pemahaman yang kurang itu terkutuk. Jika tidak, orang-orang yang cacat fisik itu dirahmati, bukan terkutuk. Bacalah 'Tidak ada keberatan bagi orang buta.' Ayat itu menafikan keberatan, menafikan kutukan, menafikan teguran, dan kemurkaan.› Bait 1403
M5:1403 — کار بیاستاد خواهی ساختن / جاهلانه جان بخواهی باختن
M5:1403
Makna · به زبانِ تو — Bahasamu · AI
این بیت زبان حال کنیزک است که خطاب به خاتونِ مرده میگوید: تلاش برای انجام کاری بدون راهنمایی استاد و متخصص، به بهای از دست دادن جان و تباهی تمام میشود.
این بیت در بطن داستان کنیزک و خاتون روایت میشود و یکی از کلیدیترین پیامهای مثنوی را در خود دارد: ضرورت وجود «استاد» یا مرشد در هر کاری، بهویژه در سلوک معنوی.
خاتون، عمل کنیزک با خر را پنهانی دید و گمان کرد که تمام راز را دریافته است. اما او از یک «دقیقه» یا نکتهٔ ظریف و حیاتی غافل بود: کدویی که کنیزک برای کنترل و محدود کردن شهوت حیوانی به کار میبرد. این کدو نماد «میزان» و «اندازه» است که در ابیات پیشین به آن اشاره شده است. خاتون با تکیه بر دانش ناقص و دزدیدهشدهٔ خود، استاد (کنیزک) را از صحنه دور کرد تا خود به تنهایی کار را بیازماید. نتیجه، مرگی فجیع بود.
مولانا از این داستان تمثیلی میسازد تا بگوید که معرفت، بهویژه معرفت روحانی، صرفاً با مشاهده و تقلید ظاهری به دست نمیآید. همیشه جزئیات و اسراری وجود دارد که تنها استاد از آن آگاه است. اقدام بدون راهنمایی او، مانند کار خاتون، «جاهلانه» است و به جای کامیابی، به هلاکت میانجامد. این اصل در تمام مثنوی تکرار میشود: برای عبور از خطرات راه، پیروی از یک راهنمای کامل و باتجربه ضروری است.
- بیاستاد
- بدون راهنما، بدون مرشد و معلم
- خواهی ساختن
- میخواهی انجام دهی، قصد داری به سرانجام برسانی
- بخواهی باختن
- از دست خواهی داد، فدا خواهی کرد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.