Baca› Kitab 5› Perumpamaan Pikiran Sehari-hari yang Muncul dalam Hati sebagai Tamu Baru yang Datang ke Rumah Sejak Pagi. Keutamaan Menghormati Tamu dan Menerima Kerewelannya, Bahkan Ketika Dia Bertindak Otoriter dan Kasar kepada Tuan Rumah.› Bait 3699
M5:3699 — ور تو آن را فرع گیری و مضر / چشم تو در اصل باشد منتظر
M5:3699
Makna · به زبانِ تو — Bahasamu · AI
اگر فکرهای ناخوشایند را اموری بیاهمیت و فرعی تلقی کنی، چشمت همواره در انتظار رسیدنِ شادی و گشایش اصلی خواهد ماند و این انتظار، خود نوعی عذاب است.
مولانا در این بخش از مثنوی، اندیشههایی را که به ذهن انسان هجوم میآورند، بهویژه افکار غمانگیز و ناخوشایند را، به مهمانانی تشبیه میکند که باید با احترام با آنها برخورد کرد. او هشدار میدهد که این افکار را نباید اموری «فرعی» و «زیانبار» پنداشت و با بیاعتنایی منتظر ماند تا بروند و «اصل» ماجرا که شادی و خوشی است، از راه برسد.
این بیت به پیامد چنین نگرشی اشاره میکند: کسی که حالِ کنونی خود و مهمانِ ناخواندهی درونش (فکر غم) را نادیده میگیرد و آن را فرع میشمارد، خود را در حالت «انتظار» دائمی برای یک آیندهی بهتر حبس میکند. این «منتظر بودن» برای «اصل»، یعنی شادی، خود تبدیل به یک زهر و عذاب میشود. همانطور که در بیت بعدی میگوید: «زهر آمد انتظار اندر چشش».
بنابراین، راه رهایی از این عذاب، پذیرش همین فکرِ حاضر به عنوان «اصل» است. باید آن را در آغوش گرفت و به رسمیت شناخت. با این کار، انسان از مرگ تدریجیِ ناشی از انتظار رها میشود و در «حال» زندگی میکند، حتی اگر این حال با غمی همراه باشد. این پذیرش، خود کلید گشایش و آرامش است.
- فرع
- شاخه، امر второстепенный، چیزی که اصلی نیست.
- مضر
- زیانآور، آسیبرسان.
- اصل
- ریشه، اساس، امر اصلی و بنیادی.
- منتظر
- چشمبهراه، کسی که انتظار میکشد.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.