Baca Kitab 6 Kisah untuk Menegaskan Perkataan Ini Juga Bait 1123

M6:1123 — چون ببندی شهوتش را از رغیف / سر کند آن شهوت از عقل شریف

چون ببندی شهوتش را از رغیفسر کند آن شهوت از عقل شریف
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:1123

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که میل و شهوتش را از نان و خوراک ببندی، آن شهوت از عقل شریف سر برخواهد آورد. معنا: اگر شهوت و تمایلات نفسانی از یک مسیر خاص (مانند شکم‌پرستی) باز داشته شود، همین انرژی از مسیر والاتری (مانند عقل و خرد) آشکار خواهد شد و به کار می‌افتد.

شرح

این بیت، از ظریف‌ترین نکاتی است که مولانا در باب تهذیب نفس و رام کردن غرایز بیان می‌کند، و در واقع جوهر کلام او در این باب است. مولانا در اینجا به حکایت اسب پس‌رو اشاره می‌کند؛ اسبی که به جای پیش رفتن، عقب عقب می‌رود. بسیاری از صوفیان و مکاتب اخلاقی بر این عقیده بودند که شهوت و غضب و سایر غرایز نفسانی را باید از ریشه برکند و نابود ساخت. اما مولانا با این دیدگاه مخالف است و من نیز چنین نظرم. من معتقدم که این روح را نباید ظالمانه جراحی کرد، بلکه باید اصلاح و طبابتش کرد، باید باغبانی‌اش کرد؛ همان‌طور که ویکتور هوگو در «بینوایان» می‌گوید: «چیزی را از روح نگیرید، اصلاح کنید.»

اسبی که پس‌پس می‌رود، نباید کشته شود؛ باید رام شود و از او در مسیر مقصود استفاده کرد، فقط باید بلد باشیم چگونه. این بیت دقیقاً همین نکته را تبیین می‌کند. «رغیف» در اینجا به معنای قرص نان است و نمادی از شکم‌پرستی و شهوات جسمانی. مولانا می‌گوید وقتی «شهوتش را از رغیف ببندی» — یعنی جلوی زیاده‌خواهی‌های جسمی و شکم‌پرستی را بگیری — این شهوت از بین نمی‌رود، بلکه از جایی دیگر سر برمی‌آورد: «سر کند آن شهوت از عقل شریف».

این همان چیزی است که روان‌کاوان غربی و از جمله فروید به آن «تصعید» یا «سوبلیماسیون» می‌گویند؛ یعنی انرژی یک میل را که به طور نسبی سرکوب شده، به سمت یک میل والاتر یا هدفی متعالی‌تر هدایت کنیم. مولانا این مفهوم را قرن‌ها پیش با بیانی شاعرانه و عارفانه مطرح کرده است. شهوت و میل، نیرویی است که می‌تواند از یک حوزه به حوزه‌ی دیگر منتقل شود و کیفیتش تغییر یابد. انرژی که پیش‌تر صرف پر کردن شکم می‌شد، حالا صرف تأملات عقلی و جست‌وجوی حقایق شریف می‌شود.

مولانا برای تبیین بیشتر، مثال هرس کردن درخت را می‌آورد: «همچو شاخی که ببری از درخت / سر کند قوت ز شاخ نیک‌بخت.» وقتی شاخه‌های زاید را می‌بری، نیروی درخت به شاخه‌های ثمربخش منتقل می‌شود و آن‌ها را قوی‌تر می‌کند. این تمثیل‌ها همگی یک نکته‌ی اساسی را می‌رسانند: قوای نفس را نباید نابود کرد، بلکه باید آن‌ها را جهت داد و تربیت کرد. باید «متعلق» تمنا را تغییر داد.

همین جاست که تفاوت مولانا با برخی مکاتب دیگر، از جمله بودیسم، آشکار می‌شود. بودیسم و حتی برخی صوفیان (مانند آنچه سعدی در گلستان از درویشی نقل می‌کند: «درویشی را گفتند که دلت چه خواهد؟ گفت آنکه هیچ نخواهد») بر نفی تمنا و خواسته تأکید دارند، چرا که منشأ رنج را در تمنا می‌بینند. اما مولانا نفی کامل تمنا را محال و نشدنی می‌داند. او می‌گوید خواسته را نمی‌توان از بین برد، اما می‌توان جهت آن را عوض کرد. اسب شهوت را از مسیر دنیا به سوی «عقبی» بگردانی: «ای مبدل شهوت عقبیش کن.» این یعنی تمایل به بی‌نهایت، به جاودانگی و به هر آنچه پایدار است. زیرا «هرچه نپاید، دلبستگی را نشاید.» این دیدگاه مولانا، رویکردی واقع‌بینانه و در عین حال متعالی به تربیت نفس ارائه می‌دهد.

نکات کلیدی

  • غرایز و قوای نفسانی را نباید ریشه‌کن کرد؛ بلکه باید رام، تربیت و هدایتشان نمود.
  • شهوت، نوعی انرژی روان‌شناختی است که قابلیت تصعید و ارتقا از سطوح پایین‌تر به سطوح والاتر را دارد.
  • محدود کردن شهوت از یک مسیر دنیوی (مانند شکم‌پرستی) سبب می‌شود همین انرژی از مسیر والاتری (مانند عقل شریف) بروز یابد.
  • مولانا، برخلاف برخی مکاتب، نفی کامل تمنا را توصیه نمی‌کند؛ او تغییر «متعلق» تمنا را راهگشا می‌داند.
  • هر «هرس» و تعدیلی در نفس، به مثابه قطع شاخه‌های زاید، نیروی حیاتی را به سوی شاخه‌های نیک‌بخت و ثمربخش روح هدایت می‌کند.

Sources: d6-s23 · 00:21:00 d6-s23 · 00:22:10

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.