Baca Kitab 6 Murid itu menjawab dan menegur orang yang mencela itu karena kekafirannya dan perkataan sia-sianya Bait 2112

M6:2112 — لیک با خانهٔ شهنشاه زمن / این چنین گستاخیی ناید ز من

لیک با خانهٔ شهنشاه زمناین چنین گستاخیی ناید ز من
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:2112

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اما با خانه‌ی پادشاهِ دوران (که پیر و ولی حق است)، چنین گستاخی و بی‌ادبی از من برنمی‌آید. معنا: من نمی‌توانم با کسی که به خانه‌ی یک پیشوای روحانی بزرگ پیوند خورده است، گستاخی ورزم و او را از میان بردارم، حتی اگر او را ننگ و مانعی ببینم، زیرا حرمت ولی را پاس می‌دارم.

شرح

بی‌گمان، این بیت تصویری عمیق از حدود و ثغور ادب و احترام در محضر اولیای حق را پیش روی ما می‌نهد. مولانا در ابیات پیشین، از زبانِ خویش، از ننگی سخن می‌گوید که به عقدِ روحِ مقبول درآمده است؛ همچون عیال کافری که در عقدِ نوح بود. او می‌گوید که اگر این نسبت نبود، باکی از پاره‌پاره کردنِ آن ننگ و خلاص دادن آن روح مقدس نداشتم. اما بلافاصله با این بیت، خود را مهار می‌کند: «لیک با خانه‌ی شهنشاه زمن / این چنین گستاخیی ناید ز من». مراد مولانا از «شهنشاه زمن»، بی‌تردید، یک ولی الهی و یک پیر و مرشد روحانی است. همانگونه که پیشتر نیز به کرات اشاره کرده‌ام، در نگاه عارفان ما، حدیث قدسیِ «لولاک لما خلقت الافلاک» نه فقط بر پیامبر اکرم، که بر تمامی اولیای حق صدق می‌کند؛ چه، جان‌های آنان متحد است و به یمنِ وجودشان است که رزق و رحمت الهی در جهان جاری می‌شود. اینان کسانی هستند که آسمان‌ها بندهٔ ماهِ وجودشان هستند و شرق و غرب، نان‌خواهشان. مولانا در اینجا با صراحت می‌گوید که اگرچه چیزی را «ننگ» می‌داند و آرزوی دفع آن را دارد، اما به دلیل انتساب آن به خانه‌ی این «شهنشاه زمن» و به دلیل ادب و حرمتی که برای ولی حق قائل است، از این گستاخی که دست به آن ننگ ببرد، خودداری می‌کند. این پرهیز، نشان‌دهندهٔ عمقِ باور مولانا به جایگاه قدسیِ اولیا و حرمتِ محیط پیرامونِ آنان است. یعنی اگرچه باطن را می‌بیند و حکمِ خود را جاری می‌سازد، اما در عالم ظاهر و در مقام عمل، احترام به نسبت‌ها و انتساب‌ها را نگاه می‌دارد. این نهایتِ تواضع در کنار نهایتِ بصیرت است؛ که حتی در مواجهه با ناراستی‌ها، مرزهای ادب و احترام به کرامتِ ولی را رعایت می‌کند و برای حفظ آن، از مداخله‌ای که ممکن است بی‌ادبی تلقی شود، اجتناب می‌ورزد.

نکات کلیدی

  • احترام به مقام اولیای الهی و هر آنچه به آنان منتسب است، حتی در مواجهه با نقص‌ها.
  • بیان کشمکش درونی میان بصیرت عارفانه و رعایت ادب عملی.
  • تصدیق جایگاه «شاهنشاه زمن» به عنوان ولیّی که هستی به یمن اوست.
  • پرهیز از گستاخی، به معنای پرهیز از نقض حرمت قدسیون.
  • تواضع عارفانه در کنار شناخت عمیق از حقایق.

Sources: d6-s47 · 00:67:41 d6-s47 · 00:62:23

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.