Baca Kitab 6 Ja'far r.a. datang untuk merebut benteng sendirian, dan raja benteng itu bermusyawarah untuk mengusirnya, dan menteri itu berkata kepada raja, 'Hati-hati, serahkanlah dan jangan berani karena kebodohan, karena pria ini adalah pahlawan dan memiliki banyak kekuatan dari Allah dalam jiwanya', dan seterusnya Bait 3051

M6:3051 — مالک الملک است جمعیت دهد / شیر را تا بر گلهٔ گوران جهد

مالک الملک است جمعیت دهدشیر را تا بر گلهٔ گوران جهد
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:3051

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او که صاحب مطلق ملک و هستی است، به شیر تمرکز و وحدت اراده می‌بخشد تا بتواند بر گلهٔ انبوه گورخران حمله کند. معنا: این بیت بیان می‌دارد که قدرت حقیقی از کثرت ظاهری نمی‌آید، بلکه خداوند، مالک مطلق هستی، نیروی وحدت و تمرکز درونی را به هر که بخواهد عطا می‌کند تا حتی یک موجود (مانند شیر) بر انبوهی از دیگران چیره شود.

شرح

در این بیت، مولانا به یکی از کلیدی‌ترین معرفت‌های مثنوی اشاره می‌کند و آن، قصهٔ «جمعیت» است که از جانب «مالک‌الملک»، یعنی خداوند، به هر که بخواهد عطا می‌شود. «جمعیت» در اینجا نه به معنای کثرت عددی، بلکه به مفهوم تمرکز، یکپارچگی اراده، انسجام درونی و وحدت قلب و عمل است. مولانا در اینجا می‌خواهد به ما بفهماند که پیروزی و قدرت واقعی، در انبوهی و فراوانی ظاهری نهفته نیست، بلکه از آن «جمعیت» باطنی و کیفی برمی‌خیزد که خداوند می‌بخشد.

پیش از این بیت، مولانا با آوردن حکایت موشان و گربه، زمینه را برای این مفهوم فراهم می‌کند. اگرچه ممکن است موشان از نظر عددی بسیار باشند، اما به دلیل فقدان «جمعیت» —یعنی نبود همدلی، هم‌پیمانی، و غیبت همیت— با یک بانگ گربه از هوش می‌روند و پراکنده می‌شوند. جان موش، «جمعیت» ندارد؛ به این معنا که فاقد آن انسجام روانی و ارادهٔ واحد برای مقاومت یا حمله است. او این نکته را با مثال‌هایی دیگر نیز تقویت می‌کند: قصاب از انبوهی گوسفندان نمی‌ترسد، و انبوهی هشیاری نمی‌تواند بر نیروی فراگیر خواب چیره شود. کثرت صوری، به تنهایی، کاری از پیش نمی‌برد.

سپس با مثال شیر و گلهٔ گورخران، این معنا به اوج خود می‌رسد. چگونه یک شیر می‌تواند بر گله‌ای متشکل از «صد هزاران گور ده شاخ و دلیر» فائق آید؟ راز در همان «جمعیت» است. این جمعیت را کسی جز «مالک‌الملک» عطا نمی‌کند. خداوند، که صاحب مطلق هر ملک و پادشاهی است، این نیروی متمرکز درونی را به شیر ارزانی می‌دارد. «سول شیر»، یعنی صولت، حمله‌وری، و دلیری او، آنقدر نافذ است که آن صد هزار گور، در برابرش «چون عدم» می‌شوند؛ یعنی کثرت عددی‌شان محو می‌شود و در برابر این قدرت متمرکز، وجودی نمی‌یابند.

این آموزه فراتر از یک نصیحت اخلاقی یا نظامی است؛ یک درس عمیق وجودی است. این وحدت و تمرکز، کیفیتی است که از مبدأ هستی سرچشمه می‌گیرد و به موجودات و انسان‌ها اعطا می‌شود. مولانا مثال دیگری نیز برای روشن شدن این نکته می‌آورد: زیبایی یوسف. «مالک‌الملک» بود که «ملک حُسن»، یعنی سلطنت زیبایی، را به یوسف داد تا جمال او چون «ماء مزن»، یعنی آب باران، لطیف و بی‌بدیل باشد. این زیبایی، قدرتی چنان خیره‌کننده داشت که دل‌ها را تسخیر می‌کرد؛ قدرتی که حتی بر پادشاهان ظاهری نیز غلبه می‌کرد. همان‌طور که ناپلئونِ جهانگشا در برابر ژوزفین به خاک می‌افتاد، قدرت نفوذ زیبایی گاه از سلطنت ظاهری سلاطین فراتر می‌رود. گاه خداوند «شعاع اختری» را در چهرهٔ دختری می‌نهد که «شاهی غلام دختری» شود. این‌ها همه مصادیقی است از اینکه قدرت حقیقی و نفوذ واقعی، نه در ظاهر کثرت و انبوهی، که در کیفیتی درونی و متمرکز است که از جانب خالق به موجودات بخشیده می‌شود. این یک درس بنیادین برای همه سالکان و جویندگان است: به جای پراکندگی در کثرت‌های عالم، باید به دنبال «جمعیت» درون بود؛ همان تمرکز و وحدت قلبی که از جانب «مالک‌الملک» می‌آید و می‌تواند سرنوشت‌ها را دگرگون کند.

نکات کلیدی

  • قدرت حقیقی نه در کثرت عددی، بلکه در تمرکز و انسجام درونی (جمعیت) است.
  • «جمعیت» موهبتی الهی است که از جانب «مالک‌الملک» به هر که بخواهد عطا می‌شود.
  • این تمرکز درونی، موجودی واحد را بر انبوهی از دشمنان یا موانع چیره می‌سازد.
  • مولانا از طریق داستان‌هایی چون موشان و گربه، و شیر و گور، این اصل وجودی را تبیین می‌کند.
  • زیبایی یوسف نیز نمونه‌ای از قدرت «جمعیت» و تمرکز، اما در حوزه زیبایی است که از همان مبدأ هستی سرچشمه می‌گیرد.

Sources: d6-s68 · 01:00:14 d6-s68 · 01:02:34

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.