Baca Kitab 6 Orang asing itu mengetahui kematian muhtasib itu dan memohon ampunan karena bergantung pada makhluk dan mengandalkan pemberian makhluk, serta mengingat nikmat-nikmat Allah dan bertaubat kepada Allah dari dosanya. 'Kemudian orang-orang kafir itu menyamakan Tuhan mereka' Bait 3151

M6:3151 — خلق زشتت اندرو رویت نمود / که ترا او صفحهٔ آیینه بود

خلق زشتت اندرو رویت نمودکه ترا او صفحهٔ آیینه بود
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:3151

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خصلت‌های ناپسند تو در او چهره‌ات را نمایان ساخت، چرا که او همچون صفحه‌ای آینه برای تو بود. معنا: این بیت به ما می‌آموزد که عیوب و زشتی‌هایی که در وجود دیگران مشاهده می‌کنیم، غالباً بازتابی از نقایص و خصلت‌های ناخوشایند خود ماست؛ دیگران در حقیقت آینه‌ای هستند که ما را با خویشتنمان مواجه می‌سازند.

شرح

در مثنوی، مولانا با تکیه بر حکایت شیر و خرگوش، درسی عمیق دربارهٔ «فرافکنی» به دست ما می‌دهد. این بیت که در همین سیاق قرار می‌گیرد، صریحاً اعلام می‌کند که بسیاری از خصومت‌ها و عیوب‌جویی‌های ما نسبت به دیگران، ریشه‌ای در درون خودمان دارد. من بر این باورم که مولانا در اینجا یک تذکر روانشناختی بنیادی را به ما می‌دهد که باید با دقت فراوان بدان گوش بسپاریم.

همان‌طور که شیرِ گول در حکایت، عکس خود را در چاه دید و گمان برد که شیری دیگر است، آن را طعمه پنداشت و به جنگ او رفت، ما نیز غالباً با «عکس» خود در دیگران می‌جنگیم. مولانا اینجا یک اشارهٔ روشن دارد: «خلق زشتت اندر او رویت نمود / که ترا او صفحهٔ آیینه بود.» یعنی آنچه تو در دیگری به زشتی و عیب می‌بینی، در واقع روی ناپسند خود توست که در آن شخص، که آینه‌ای برای توست، بازتاب یافته است. او نه به سبب بدی ذاتی‌اش، که به دلیل نقش آیینه‌واری‌اش، آن زشتی را به تو نشان داده است.

این یک درس بی‌نظیر برای خودشناسی و اصلاح ذات است. من بارها در سخنرانی‌هایم تأکید کرده‌ام که «خیلی ای بسا رنجی که، عیبی که بینی در کسان، خیلی چیزایی که در دیگران می‌بینی، خودتی و بعد به دیگران نسبت می‌دی.» ما انسان‌ها تمایل غریزی داریم که خوبی‌ها را به خود نسبت دهیم و بدی‌ها را از خود سلب کنیم و فرافکنی نماییم. وقتی شاگردی نمرهٔ خوب می‌گیرد، می‌گوید «من خودم گرفتم»، اما وقتی نمرهٔ بد می‌آورد، می‌گوید «معلم به من نمرهٔ بد داد!» این کژتابی ذهن در همهٔ ما وجود دارد. مولانا با این بیت ما را به تأمل وامی‌دارد که پیش از سرزنش دیگری، دوربین را به سوی خود بگیریم.

پس پیام اصلی روشن است: اگر کینه‌ای از کسی در دل داری یا عیبی در او می‌بینی و بر او سرزنش می‌کنی، این عداوت و گناه شاید عکس صفات قهر الهی باشد که در او متجلی شده، اما بخش دیگرش «از جنس جرم‌های تو» است. راه درمان و اصلاح این است که «باید آن خو را ز طبع خویش شست»؛ یعنی به جای جنگیدن با تصویر در آینه، خودِ «اصل» را که در توست، اصلاح کنی. مولانا در نهایت ما را به «اصل‌بینی» فرامی‌خواند: «عکس آخر چند پاید در نظر / اصل‌بینی پیشه کن ای کژنگر». به جای خیره شدن به سایه و عکس، باید به اصل و منشأ روی آورد؛ و در این مورد، منشأ، خودِ ما هستیم.

نکات کلیدی

  • عیوب و کاستی‌هایی که در دیگران مشاهده می‌کنیم، غالباً بازتابی از خصلت‌های ناپسند خود ماست.
  • دیگران، چون آینه‌ای برای ما عمل می‌کنند و چهرهٔ درونی ما را نمایان می‌سازند.
  • فرافکنی (projection) مانع از خودشناسی عمیق و مسئولیت‌پذیری فردی می‌شود.
  • به جای سرزنش و دشمنی با «عکس» در دیگران، باید به اصلاح «اصل» خودمان بپردازیم.
  • این بیت، که برگرفته از حکایت شیر و خرگوش است، دعوت به «اصل‌بینی» و رجوع به خویشتن است.

Sources: d6-s70 · 27:09 d6-s70 · 28:00 d6-s70 · 29:10 d6-s70 · 30:00 d6-s70 · 31:30

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.