Baca Kitab 6 Mereka melihat di istana benteng itu, yang penuh dengan gambar, lukisan wajah putri raja Cina, dan ketiganya pingsan serta jatuh ke dalam fitnah dan mencari tahu siapa pemilik wajah ini Bait 3775

M6:3775 — آنچ در آیینه می‌بیند جوان / پیر اندر خشت بیند بیش از آن

آنچ در آیینه می‌بیند جوانپیر اندر خشت بیند بیش از آن
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:3775

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنچه را که جوان با نظر سطحی در آینه می‌بیند، پیرِ با تجربه در یک خشت بی‌مقدار، پیش از آن و بیشتر از آن درمی‌یابد. معنا: این بیت برتری بصیرت و تجربه کهنسالان را بر ظاهرگرایی و سطحی‌نگری جوانان تأکید می‌کند. پیر، با نگاهی عمیق، حقایقی را در چیزهای بظاهر بی‌ارزش کشف می‌کند که جوان در زیباترین و کامل‌ترین صورت هم قادر به درک آن نیست.

شرح

این بیتِ پُرمغز، در واقع تمثیلی است برای جایگاه عقل و تجربۀ آدمی در مواجهه با حقایق. مولانا اینجا بر یک حقیقت روان‌شناختی و هستی‌شناختی دست می‌گذارد: تمایز میان بصیرت ظاهربینانۀ جوان و بینش عمیق و خشت‌بینانۀ پیر. جوان در آینه، یعنی در کامل‌ترین و صیقلی‌ترین سطحِ ممکن، تنها ظواهر را می‌بیند؛ اما پیر، با چشمِ تجربه و تأمل، همان حقایق را نه در آینه‌ای روشن، بلکه در خشتی ساده و بی‌جلا می‌بیند، آن هم «بیش از آن» و «پیش از آن». یعنی پیر هم در عمق و هم در سرعتِ ادراک، بر جوان پیشی می‌جوید.

این نکتۀ اصلیِ مثنوی است که ما نباید تنها به عقل خام و تجربی خویش تکیه کنیم. داستان جوانانی که در بیت‌های پیشین از فرمان پادشاه سرباز زدند و به «عقل خود و فرهنگ خویش» تکیه کردند و در نهایت به «خندق» افتادند، نمونۀ همین خطاست. ما خودمان را «بی‌مرض» و «بی‌زرق» می‌دیدیم؛ یعنی گمان می‌کردیم عقلمان سالم و آزاد است. اما مولانا هشدار می‌دهد که این خودفریبی است.

من بارها گفته‌ام که عقل آدمی، هرچند شریف‌ترین موهبت الهی است، اما یک «میوۀ رسیده» است؛ میوه‌ای شیرین و آبدار که صدها آفت در کمین آن نشسته است. عقل می‌تواند «بیمار» باشد؛ یعنی به دلیل ناتوانی‌ها و نقص‌های ذاتی‌اش، حقایق را به‌درستی درنیابد. از آن فراتر، عقل می‌تواند «بنده» و «در رقیت» باشد؛ یعنی بردهٔ هوس‌ها، منافع شخصی، تعصبات و عواطف خویش شود. کیست که تضمین کند عقلش از این آفات بری است؟ پیامبران و هادیان الهی بیش از هرچیز برای «آزادی خرد» آمدند؛ نه صرفاً آزادی سیاسی، بلکه آزادی عقل از بندهای نفسانی و ظاهربینی.

آزادی خرد، لازمهٔ «خودبینی» و «درون‌نگری» است؛ خودبینی‌ای که مولانا آن را نه به معنای خودخواهی و خودستایی (منجنیقی بودن)، بلکه به معنای نگاه به درون و کشف خودهای پنهان به کار می‌برد. همان‌طور که در جایی دیگر می‌گوید: «ور تو است، اما نه این تو، آن تو است / که در آخر واقف بیرون‌شو است». کشف «آن توی دیگر» و بیدار کردن آن، همان بصیرتی است که پیر در خشت می‌بیند و جوان در آینه از آن غافل است. این همان «من عرف نفسه» است؛ هرکه خود را بشناسد، خود را از این بندها رها کند و عقلش را آزاد سازد، خدای خود را نیز خواهد شناخت.

نکات کلیدی

  • تجربه و بصیرتِ ژرفِ پیر، بر ظاهرگرایی و سطحی‌نگری جوان برتری دارد.
  • عقل انسانی، هرچند ارزشمند، اما می‌تواند بیمار یا بردهٔ هواها و منافع باشد.
  • اعتماد بی‌قیدوشرط بر عقل خام خود، منجر به خطا و گرفتاری می‌شود.
  • وظیفه اصلی پیامبران، آزادی خرد انسان از بندهای نفسانی و ظاهربینی است.
  • آزادی واقعی خرد، شرط لازم برای «خودبینی» حقیقی و شناخت خداوند است.

Sources: d6-s84 · 02:48:48 d6-s84 · 03:18:18 d6-s84 · 03:26:37

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.