Baca Kitab 6 Kisah Sadr Jahan Bukhara, bahwa setiap pengemis yang meminta dengan lisan akan diharamkan dari sedekah umumnya yang berlimpah, dan seorang ulama fakir karena lupa, sangat serakah, dan tergesa-gesa meminta dengan lisan dalam rombongan Sadr Jahan, lalu Sadr Jahan berpaling darinya. Dan setiap hari ia membuat tipuan baru, kadang ia menyamar sebagai wanita di bawah cadar, kadang ia menyamar sebagai orang buta dengan mata dan wajah tertutup, namun Sadr Jahan mengenalnya dengan firasatnya, dan seterusnya Bait 3813

M6:3813 — کین جهان خوردی و خواهی تو ز طمع / کان جهان با این جهان گیری به جمع

کین جهان خوردی و خواهی تو ز طمعکان جهان با این جهان گیری به جمع
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:3813

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این جهان را خوردی و از طمع خویش می‌خواهی که آن جهان را نیز با این جهان یکجا به دست آوری. معنا: این بیت نقد تند فقیهی حریص است به صدر جهانی که هم در دنیا بهره‌مند است و هم می‌خواهد با ریاکاری، آخرت را نیز از آنِ خود کند. او به صدر جهان می‌گوید که با وجود بهره‌مندی از ثروت دنیوی، از روی طمع می‌خواهی که سعادت آن جهان را نیز با همین اعمال به ظاهر نیک به دست آوری.

شرح

این بیت از داستان صدر جهان و فقیه حریص، سخنی بس نیش‌دار و پرمعناست که نقدِ ذاتِ سوداگریِ معنوی را نشانه می‌رود. فقیهِ داستان، که خود تجسم طمع است، در پاسخِ صدر جهان که او را "بی‌شرم" خوانده، به این نکته اشاره می‌کند که بی‌شرم واقعی، خودِ صدر جهان است. او می‌گوید: "تو که این دنیا را با تمام لذاتش خورده‌ای و به کام رانده‌ای – تازه نه از مال حلال خود، بلکه از اموال عمومی و مالیات‌هایی که بر مردم بسته‌اند – حال از سرِ طمع می‌خواهی با بخشش‌های ناچیزی که می‌کنی، آن جهان را نیز بخری و یکجا با این جهان به دست آوری؟"

این سخن، اوجِ طعن به آن کسانی است که می‌خواهند "چوب دو سر طلا" باشند؛ یعنی هم از این دنیا بهره‌مند شوند و هم از آن دنیا، اما نه از راه درست و نه به قاعده. صدر جهان، دکانِ دو نبش باز کرده است؛ هم دنیای خود را آباد کرده و هم می‌کوشد با ظاهرسازی، آخرت خویش را تضمین کند. مولانا در اینجا به عمقِ این سوداگری اشاره می‌کند: آیا این اموال، حلال‌اند؟ آیا این بخشش‌ها از سرِ اخلاص است یا برای خریدنِ آخرت؟

این بیت، مرا به یادِ بحث‌های غزالی در بابِ پذیرشِ عطایا از سلاطین می‌اندازد؛ آنجا که غزالی با احتیاط فراوان می‌گوید که اگرچه برخی فقرا ممکن است حق داشته باشند که از شاه مالی بگیرند به این نیت که آن مالِ مردم است که دست شاه افتاده، اما این عمل همواره با شبهه و دشواری همراه است. اما اینجا فقیه حریص، خود را محق می‌داند که بگوید: شما حریص‌ترید، زیرا با مالِ مردم می‌خواهید هر دو جهان را صاحب شوید و این اوج بی‌شرمی است. در واقع، اینجاست که مولانا با زبانِ فقیهِ حریص، نقدِ نهفته‌اش را بر این دسته از اهلِ ظاهر و صاحبانِ قدرت و ثروت که ردای دین بر تن می‌کنند، آشکار می‌سازد. من تردیدی ندارم که این نیش، نیشِ خودِ مولاناست به دوروییِ زمانه‌اش.

نکات کلیدی

  • بیت نقدی بر سوداگری معنوی است، یعنی تلاش برای کسب ثروت دنیا و آخرت با ریاکاری.
  • فقیه حریص، صدر جهان را متهم به «دکان دو نبش» و «چوب دو سر طلا» شدن می‌کند؛ هم اینجا را می‌خواهد هم آنجا را، اما نه از راه درست.
  • این انتقاد به استفاده از مال غیرحلال برای کسب اعتبار اخروی و ظاهرسازی است.
  • مولانا در این بیت، نقد پنهان خود را بر اهل ظاهر و صاحبان قدرت و ثروت نمایان می‌سازد.
  • این بیت تلویحاً به بحث‌های غزالی در مورد مشروعیت مال حکومتی و احتیاط در پذیرش آن اشاره دارد.

Sources: d6-s85 · 00:26:50 d6-s85 · 00:31:08

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.