Baca Kitab 6 Raja Menjelaskan kepada Para Amir dan Orang-orang Fanatik tentang Ayaz Mengenai Keutamaan, Kedudukan, Kedekatan, dan Tunjangannya Lebih dari Mereka, Dengan Cara yang Tidak Meninggalkan Dalih dan Keberatan bagi Mereka. Bait 385

M6:385 — چون امیران از حسد جوشان شدند / عاقبت بر شاه خود طعنه زدند

چون امیران از حسد جوشان شدندعاقبت بر شاه خود طعنه زدند
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:385

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون امیران از حسادت به جوش آمدند، سرانجام بر شاه خودشان سرزنش کردند.

معنا: این بیت آغاز حکایتی است که در آن امیران از برتری و امتیازات ویژهٔ ایاز بر خودشان به پادشاه اعتراض می‌کنند، اعتراض و پرسشی که از حسادت آنان ریشه می‌گیرد.

شرح

این بیت، بی‌تردید، آغاز یک حکایت آموزنده و ژرف در مثنوی معنوی است، حکایتی که مولانا از آن برای گشودن گره‌های معرفتیِ بسیاری بهره می‌برد. امیران، که خود در دستگاه پادشاهی جایگاهی داشتند، اما ایاز را برتر از خویش می‌دیدند، از حسد به جوش آمدند و زبان به طعنه و سرزنش پادشاه گشودند. حسد، این بیماری مهلک روحی، آنان را کور کرده بود و نمی‌گذاشت حکمت پنهان در ورای اعمال پادشاه را ببینند. آنها نه تنها ایاز را، بلکه در نهایت، شاه را مورد سؤال قرار دادند؛ این همان لغزشی است که انسانِ محدودبین، آنگاه که حکمت کردگار را در توزیع نعمت‌ها و مواهب نمی‌فهمد، دچار آن می‌شود.

مولانا بلافاصله پس از این بیت، زبان حال امیران را می‌آورد که می‌گویند: «کین ایاز تو ندارد سی خرد / جامگی سی امیر او چون خورد؟» این پرسش گویای منطق سطحی و محاسبه‌گر آنهاست: ایاز، به زعم ایشان، سی برابر آنها خرد ندارد، پس چگونه می‌تواند جامگی (حقوق ماهیانه) سی امیر را دریافت کند؟ اینجاست که مسئلهٔ «جامگی» خودش برجسته می‌شود؛ کلمه‌ای که من بارها بر احیای آن تأکید کرده‌ام، چرا که بیانگر پاداشی است که به جوهر وجودی و مقام شخص داده می‌شود، نه فقط به کاری که انجام می‌دهد. امیران در اینجا با معیارهای ظاهری و حسابگرانهٔ خود، ارزش‌گذاری می‌کنند و انتظار دارند پاداش‌ها نیز بر اساس همین معیارهای عقل جزوی توزیع شود. اما پادشاه، که نماد حکمت مطلق است، از منظری دیگر می‌نگرد.

حسد امیران، پرده‌ای میان آنان و حقیقت کشیده بود. آنها در جایگاه سؤال‌کننده از حکمت شاه نشسته‌اند، حال آنکه خود نیازمند آموزش و بصیرت‌اند. این حکایت، تمثیلی است از مواجههٔ انسان با تقدیر الهی و انتخاب‌های معشوق ازلی. چرا برخی برگزیده‌اند و دیگران نه؟ چرا یکی به ظاهر کاری نمی‌کند، اما سهمی بیشتر می‌گیرد؟ اینها پرسش‌هایی است که از عمق حسد و نادانی برمی‌خیزد. پادشاه در ادامهٔ داستان، برای پاسخ به این طعنه و رفع این حسد، دست به یک آزمایش عملی می‌زند تا نشان دهد که معیار سنجش او فراتر از خردِ سی‌ امیر است. این رویکردِ تربیتی و حکیمانهٔ پادشاه، درس بزرگی برای همهٔ کسانی است که گمان می‌کنند می‌توانند با معیارهای بشری و ظاهری، بر حکمت الهی داوری کنند.

نکات کلیدی

  • حسد، بینش انسان را محدود کرده و او را به پرسش از حکمت و عدالت برترین مرجع (شاه یا خدا) می‌کشاند.
  • این حکایت، تقابل میان قضاوت‌های ظاهری و محاسبه‌گر (عقل جزوی امیران) با حکمت پنهان و جامع‌نگر (پادشاه) را به تصویر می‌کشد.
  • مقام و پاداش حقیقی (جامگی)، بر اساس معیارهای درونی و معنوی است، نه صرفاً بر اساس تلاش ظاهری یا کثرتِ خردِ مادی.
  • معترضین به حکمت الهی، خود در جایگاه تعلیم‌گیرنده قرار دارند و شاه از طریق یک آزمایش عملی، قصد تربیت آنان را دارد.

Sources: d6-s10 · 00:05:30 d6-s10 · 00:06:00

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.