Baca Kitab 6 Burung yang Terperangkap dalam Jerat Menyalahkan Tindakan, Tipu Daya, dan Kepura-puraan Sang Zahid. Sang Zahid Menjawab Burung Itu. Bait 563

M6:563 — خوابها بیزار شد از چشم من / در غمت ای رشک سرو و یاسمن

خوابها بیزار شد از چشم مندر غمت ای رشک سرو و یاسمن
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:563

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خواب‌ها از چشم من گریزان شده‌اند در غم تو، ای کسی که حسرت سرو و یاسمن هستی (ای که زیبایی‌ات سرو و یاسمن را به حسد می‌آورد).

معنا: مولانا در این بیت از بی‌خوابی خود به دلیل شدت اندوه و اشتیاق به معشوقی سخن می‌گوید که زیبایی‌اش از تمام نمادهای دل‌فریب طبیعت، همچون سرو و یاسمن، فراتر رفته و آن‌ها را به حسد واداشته است.

شرح

این بیت نقطه‌ای کلیدی در مثنوی است؛ جایی که مولانا از پس پردهٔ داستان مرغ و دام بیرون می‌آید و بی‌واسطه از حال خود می‌گوید. این مرغِ در دام‌افتاده، دیگر صرفاً یک نماد بیرونی نیست، بلکه خود مولاناست که از تناقض‌های دل و بی‌قراری خود حکایت می‌کند. «خواب‌ها بیزار شد از چشم من» تصویری از یک بی‌قراری عمیق و فرساینده است که آرامش را از انسان سلب می‌کند. این نه یک بی‌خوابی جسمانی عادی، بلکه نتیجهٔ اشتیاقی سوزان و غمی جان‌کاه در فراق معشوق است؛ همان غمی که در ادبیات عرفانی ما همواره با عشق پیوند خورده است.

خطاب «ای رشک سرو و یاسمن» نشان‌دهندهٔ عظمت و جمال بی‌بدیل معشوق الهی است. سرو، نماد قامت زیبا و راستین، و یاسمن، نماد عطر خوش و لطافت، از زیباترین جلوه‌های طبیعی به شمار می‌آیند. اما مولانا می‌گوید معشوق او چنان جمالی دارد که حتی این مظاهر زیبایی طبیعت نیز از شکوه او به رشک می‌افتند. این تعبیر، بیانگر آن است که زیبایی معشوق فراتر از هرگونه وصف مادی و جسمانی است و کمال مطلق را نمایندگی می‌کند.

این اندوه و بی‌قراری، از جنس «تنهایی» نیست، بلکه از سنخ «جدایی» است. مولانا هرگز از تنهایی سخن نمی‌گوید، چرا که معشوق هرگز غایب نیست و همیشه حاضر است؛ این ما هستیم که دور افتاده‌ایم. جدایی از معشوقی است که همواره «نزدیک‌تر از من به من است»، و این دردِ فراق، خود پلی است به سوی وصال. این «حزن اخضر» یا همان اندوه سبز و سازنده است که قلب را نه برای ناامیدی، بلکه برای پرواز آماده می‌کند. سخن مولانا در این ابیات، نه شکوه از کژی عالم، بلکه نالهٔ عاشق از فاصله و انتظار است، ناله‌ای که در نهایت به سوی وحدت و وصول ره می‌نماید.

نکات کلیدی

  • این بیت صدای مستقیم مولاناست که از حال درونی خود سخن می‌گوید، نه روایت‌گر داستان مرغ.
  • «بی‌خوابی» در اینجا نماد عمق بی‌قراری و غرق شدن در اندوه و اشتیاق الهی است.
  • معشوق مولانا چنان جمالی دارد که حتی زیباترین مظاهر طبیعت (سرو و یاسمن) نیز از آن به حسد می‌افتند.
  • این غم، غم «جدایی» از معشوق حاضر است، نه «تنهایی» و رهاشدگی در جهانی بی‌معنا.

Sources: d6-s12 · 02:57:57 d6-s13 · 04:23:59

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.