Baca Kitab 6 Burung yang Terperangkap dalam Jerat Menyalahkan Tindakan, Tipu Daya, dan Kepura-puraan Sang Zahid. Sang Zahid Menjawab Burung Itu. Bait 565

M6:565 — مر عدم را خود چه استحقاق بود / که برو لطفت چنین درها گشود

مر عدم را خود چه استحقاق بودکه برو لطفت چنین درها گشود
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:565

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: غیرهستی (عدم) خود چه شایستگی‌ای داشت که لطف تو چنین درهایی از بخشش بر آن گشود؟ معنا: این بیت بیان می‌دارد که خلقت و هستی، نه بر اساس شایستگی یا استحقاق موجودات، بلکه صرفاً از کرم و لطف بی‌منتهای خداوند سرچشمه گرفته است.

شرح

این بیت کلیدی، که در دل ناله‌های مرغ گرفتار در دام، و در واقع از زبان خود مولانا بیان می‌شود، یکی از بنیادین‌ترین آموزه‌های کلامی و عرفانی مثنوی را آشکار می‌کند. مولانا اینجا به صراحت و با قاطعیتی مثال‌زدنی بر این نکته تأکید می‌کند که آفرینش این عالم و هستی بخشیدن به ما، هرگز مبتنی بر قابلیت، استحقاق یا عدل الهی نبوده است. من بارها گفته‌ام و باز هم تکرار می‌کنم: مفهوم عدل، یعنی بخشیدن به موجب استحقاق‌ها. اما چگونه می‌توان از استحقاق سخن گفت وقتی پای «عدم» در میان است؟ «مر عدم را خود چه استحقاق بود؟» عدم، هیچ حقی، هیچ شایستگی‌ای ندارد. قبل از هستی، ما هیچ نبودیم که بخواهیم حقی داشته باشیم یا شایستگی‌ای کسب کرده باشیم. بنابراین، آنچه به ما داده شده، یعنی اصل وجودمان و تمام موهبت‌های اولیه، از قبیل بینایی، سلامتی، هوش و استعدادها، جملگی از کرم صرف الهی است. کرم، یعنی اعطا و بخشش بی‌قید و شرط، بدون مطالبه و بدون آنکه مسبوق به شایستگی‌ای از سوی دریافت‌کننده باشد. این جهان تماماً بر اساس کرم آفریده شده است.

این نکته بسیار مهم است: اگر هستی بر اساس عدل آفریده می‌شد، می‌توانستیم گله کنیم که چرا به فلانی بیشتر داده‌اند و به دیگری کمتر؛ چرا یکی نابینا متولد می‌شود و دیگری بینا. اما وقتی مبنای خلقت کرم است، نه عدل، دیگر جای شکوه و اعتراض نیست. همه چیز موهبت است، نه حق. حتی آن «قابلیت» و «استعداد» که ما گمان می‌کنیم به واسطه آن چیزی را کسب می‌کنیم، خود آن قابلیت نیز مخلوق و موهبت الهی است. بنابراین، هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید «خداوند در حق من کم نهاده یا تبعیض کرده است.» این دیدگاه، تمام گله‌مندی‌ها و اعتراضات ما را به نحوهٔ آفرینش باطل می‌کند.

البته، معنای این سخن آن نیست که پس از آفرینش و در دایره تکلیف انسانی، عدل الهی بی‌معناست. خیر. وقتی آدمیان پا به عرصه وجود گذاشتند و به موجب اعمال خود استحقاق‌هایی پیدا کردند، آنگاه خداوند بر حسب عدل خود به آن‌ها پاداش می‌دهد و بر حسب احسان، مزید نیز می‌بخشد. اما در مرحله نخستین آفرینش، تنها کرم و لطف مطلق حاکم است. این بینش، انسان را از اعتراض به قسمت خویش رها کرده و به وادی شکر و تسلیم رهنمون می‌شود. لطفی که بر «عدم» درها گشود، چیزی جز تجلی هستی‌بخشیِ محض نیست.

نکات کلیدی

  • آفرینش جهان از کرم الهی است، نه استحقاق مخلوقات.
  • مفهوم عدل در مرحلهٔ خلقت اولیه، که پیش از وجود و استحقاق است، بی‌معناست.
  • هیچ موجودی قبل از هستی، حقی برای مطالبه از خداوند نداشته است.
  • هر موهبتی در خلقت، از وجود گرفته تا قابلیت‌ها، صرفاً هدیه‌ای بی‌منت است.
  • این بینش، جایگاه هرگونه گله‌مندی از نحوهٔ آفرینش را زایل می‌کند.

Sources: d6-s13 · 05:35:05 d6-s13 · 07:04:47 d6-s12 · 02:57:57

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.