Diwan Syams› Ghazal 1628› Bait 4 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۱۶۲۸
- او به دست من و کورانه به دستش جستم من به دست وی و از بیخبران پرسیدم
G1628:4
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم·مست بخشایش او گشتم و جان بخشیدم
- 2 جهت مهر سلیمان همه تن موم شدم·وز پی نور شدن موم مرا مالیدم
- 3 رای او دیدم و رای کژ خود افکندم·نای او گشتم و هم بر لب او نالیدم
- 4 او به دست من و کورانه به دستش جستم·من به دست وی و از بیخبران پرسیدم
- 5 ساده دل بودم و یا مست و یا دیوانه·ترس ترسان ز زر خویش همیدزدیدم
- 6 از ره رخنه چو دزدان به رز خود رفتم·همچو دزدان سمن از گلشن خود می چیدم
- 7 بس کن و راز مرا بر سر انگشت مپیچ·که من از پنجه پیچ تو بسی پیچیدم
- 8 شمس تبریز که نور مه و اختر هم از اوست·گرچه زارم ز غمش همچو هلال عیدم
ganjoor: sh1628 · public domain