Diwan Syams› Ghazal 1688› Bait 4 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۱۶۸۸
- مادر چو داغ عشقت می دید در رخ من نافم بر آن برید او آن دم که من بزادم
G1688:4
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم·در بیخودی مطلق با خود چه نیک شادم
- 2 چشمم بدوخت دلبر تا غیر او نبینم·تا چشمها به ناگه در روی او گشادم
- 3 با من به جنگ شد جان گفتا مرا مرنجان·گفتم طلاق بستان گفتا بده بدادم
- 4 مادر چو داغ عشقت می دید در رخ من·نافم بر آن برید او آن دم که من بزادم
- 5 گر بر فلک روانم ور لوح غیب خوانم·ای تو صلاح جانم بیتو چه در فسادم
- 6 ای پرده برفکنده تا مرده گشته زنده·وز نور رویت آمد عهد الست یادم
- 7 از عشق شاه پریان چون یاوه گشتم ای جان·از خویش و خلق پنهان گویی پری نژادم
- 8 تبریز شمس دین را گفتم تنا کی باشی·تن گفت خاک و جان گفت سرگشته همچو بادم
ganjoor: sh1688 · public domain