Diwan Syams Ghazal 2044 Bait 4 ← sebelumnya · berikutnya →

Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۲۰۴۴

  1. ای غم، برو برو، بر مستانت کار نیست آن را که هوشیار بیابی گزند کن

G2044:4

Bahasamu

Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:

Syarah atas bait ini

Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:

Ghazal lengkap ↗

  1. 1 جانا بیار باده و بختم بلند کن·زان حلقه‌های زلف دلم را کمند کن
  2. 2 مجلس خوش است و ما و حریفان همه خوشیم·آتش بیار و چارهٔ مشتی سپند کن
  3. 3 زان جام بی‌دریغ در اندیشه‌ها بریز·در بیخودی سزای دل خودپسند کن
  4. 4 ای غم، برو برو، بر مستانت کار نیست·آن را که هوشیار بیابی گزند کن
  5. 5 مستان مسلّمند ز اندیشه‌ها و غم·آن کو نشد مسلّم او را نژند کن
  6. 6 ای جان مست مجلس «اَبرارَ یَشرَبونَ»·بر گربهٔ اسیر هوا ریش خند کن
  7. 7 ریش همه به دست اجل بین و رحم کن·از مرگ وارهان همه را سودمند کن
  8. 8 عزم سفر کن ای مه و بر گاو نه تو رخت·با شیرگیر مست مگو ترک پند کن
  9. 9 در چشم ما نگر اثر بیخودی ببین·ما را سوار اشقر و پشت سمند کن
  10. 10 یک رگ اگر در این تن ما هوشیار هست·با او حساب دفتر هفتاد و اند کن
  11. 11 ای طبع روسیاه سوی هند باز رو·وی عشق ترک تاز سفر سوی جند کن
  12. 12 آن جا که مست گشتی، بنشین، مقیم شو·و آن‌جا که باده خوردی آن‌جا فکند کن
  13. 13 در مطبخ خدا اگرت قوت روح نیست·آن‌گاه سر در آخُر این گوسفند کن
  14. 14 خواهی که شاهدان فلک جلوه‌گر شوند·دل را حریف صیقل آیینه رند کن
  15. 15 ای دل خموش کن همه بی‌حرف گو سخن·بی‌لب حدیث عالم بی‌چون و چند کن

ganjoor: sh2044 · public domain