Diwan Syams› Ghazal 2373› Bait 3 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۲۳۷۳
- سوی صحرای عدم رو به سوی باغ ارم رو می بیدرد نیابی تو در این دور زمانه
G2373:3
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه·بشلولم بشلولم مجه از روزن خانه
- 2 بمشو غره پرستش بمده ریش به دستش·وگرت شاه کند او که توی یار یگانه
- 3 سوی صحرای عدم رو به سوی باغ ارم رو·می بیدرد نیابی تو در این دور زمانه
- 4 به شه بنده نوازی تو بپر باز چو بازی·به خدا لقمه بازان نخورد هیچ سمانه
- 5 بخورم گر نخورم من بنهد در دهن من·بروم گر نروم من کندم گوش کشانه
- 6 همه میرند ولیکن همه میرند به پیشت·همه تیر ای مه مه رو نپرد سوی نشانه
- 7 ز چه افروخت خیالش رخ خورشیدصفت را·ز کی آموخت خدایا عجب این فعل و بهانه
- 8 چو تو را حسن فزون شد خردم صید جنون شد·چو مرا درد فزون شد بده آن درد مغانه
- 9 چو تو جمعیت جمعی تو در این جمع چو شمعی·چو در این حلقه نگینی مجه ای جان زمانه
- 10 تو اگر نوش حدیثی ز حدیثان خوش او·تو مگو تا که بگوید لب آن قندفسانه
ganjoor: sh2373 · public domain