Diwan Syams› Ghazal 2459› Bait 3 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۲۴۵۹
- راهزنان را بزنی تا که حقت نام نهد غازی من حاجی من گرچه به تن در وطنی
G2459:3
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 عارف گوینده اگر تا به سحر صبر کنی·از جهت خستهدلان جان و نگهبان منی
- 2 همچو علی در صف خود، سر نَبَری از کف خود·بولهب وسوسه را تا نکنی راهزنی
- 3 راهزنان را بزنی تا که حقت نام نهد·غازی من حاجی من گرچه به تن در وطنی
- 4 ساقی جام ازلی مایهٔ قند و عسلی·بارگه جان و دلی گنجگه بوالحسنی
- 5 جنبش پَرّ مَلَکی مطلع بام فلکی·جمع صفا را نمکی شمع خدا را لگنی
- 6 باده دهی مست کنی جمله حریفان مرا·عربدهشان یاد دهی با منشان درفکنی
- 7 از یک سوراخ تو را مار دوباره نگزد·گر نری و پاکدلی مؤمنی و مؤتمنی
- 8 خامش باش ای دل من نام مرا هیچ مگو·نام کسی گو که از او چون گل تر خوشدهنی
ganjoor: sh2459 · public domain