Diwan Syams› Ghazal 2596› Bait 3 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۲۵۹۶
- تا بازرهی زان دم تا مست شوی هر دم گاهی ز لب لعلش گاهی ز می ناری
G2596:3
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 نظاره چه میآیی در حلقه بیداری·گر سینه نپوشانی تیری بخوری کاری
- 2 در حلقه سر اندرکن دل را تو قویتر کن·شاهی است تو باور کن بر کرسی جباری
- 3 تا بازرهی زان دم تا مست شوی هر دم·گاهی ز لب لعلش گاهی ز می ناری
- 4 بگشای دهانت را خاشاک مجو در می·خاشاک کجا باشد در ساغر هشیاری
- 5 ای خواجه چرا جویی دلداری از آن جانان·بس نیست رخ خوبش دلجویی و دلداری
- 6 دی نامه او خواندم در قصه بیخویشی·بنوشتم از عالم صد نامه بیزاری
- 7 نقش تو چو نقش من رخ بر رخ خود کردهست·با ما غم دل گویی یا قصه جان آری
- 8 من با صنم معنی تن جامه برون کردم·چون عشق بزد آتش در پرده ستاری
- 9 در رنگ رخم عشقش چون عکس جمالش دید·افتاد به پایم عشق در عذر گنه کاری
- 10 شمس الحق تبریزی آیی و نبینندت·زیرا که چو جان آیی بیرنگ صباواری
ganjoor: sh2596 · public domain