Diwan Syams› Ghazal 2648› Bait 2 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۲۶۴۸
- بسی زنهار گفتی لابه کردی چه سود از حکم بیزنهار رفتی
G2648:2
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 دریغا کز میان ای یار رفتی·به درد و حسرت بسیار رفتی
- 2 بسی زنهار گفتی لابه کردی·چه سود از حکم بیزنهار رفتی
- 3 به هر سو چاره جستی حیله کردی·ندیده چاره و ناچار رفتی
- 4 کنار پرگل و روی چو ماهت·چه شد چون در زمین خوار رفتی
- 5 ز حلقه دوستان و همنشینان·میان خاک و مور و مار رفتی
- 6 چه شد آن نکتهها و آن سخنها·چه شد عقلی که در اسرار رفتی
- 7 چه شد دستی که دست ما گرفتی·چه شد پایی که در گلزار رفتی
- 8 لطیف و خوب و مردم دار بودی·درون خاک مردم خوار رفتی
- 9 چه اندیشه که میکردی و ناگاه·به راه دور و ناهموار رفتی
- 10 فلک بگریست و مه را رو خراشید·در آن ساعت که زار زار رفتی
- 11 دلم خون شد چه پرسم من چه دانم·بگو باری عجب بیدار رفتی
- 12 چو رفتی صحبت پاکان گزیدی·و یا محروم و باانکار رفتی
- 13 جوابکهای شیرینت کجا شد·خمش کردی و از گفتار رفتی
- 14 زهی داغ و زهی حسرت که ناگه·سفر کردی مسافروار رفتی
- 15 کجا رفتی که پیدا نیست گردت·زهی پرخون رهی کاین بار رفتی
ganjoor: sh2648 · public domain