Diwan Syams› Ghazal 2877› Bait 8 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۲۸۷۷
- دل چو ماه از پی خورشید رخت دق دارد تو چرا همچو دل اندر خفقان میلرزی
G2877:8
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 بر یکی بوسه حقستت که چنان میلرزی·ز آنک جان است و پی دادن جان میلرزی
- 2 از دم و دمدمه آیینه دل تیره شود·جهت آینه بر آینه دان میلرزی
- 3 این جهان روز و شب از خوف و رجا لرزان است·چونک تو جان جهانی تو جهان میلرزی
- 4 چون قماشات تو اندر همه بازار که راست·سزدت گر جهت سود و زیان میلرزی
- 5 تا که نخجیر تو از بیم تو خود چون لرزد·که تو صیادی و با تیر و کمان میلرزی
- 6 تو به صورت مهی اما به نظر مریخی·قاصد کشتن خلقی چو سنان میلرزی
- 7 گه پی فتنه گری چون می خم میجوشی·گه چو اعضای غضوب از غلیان میلرزی
- 8 دل چو ماه از پی خورشید رخت دق دارد·تو چرا همچو دل اندر خفقان میلرزی
- 9 به لطف جان بهاری تو و سرسبزی باغ·باز چون برگ تو از باد خزان میلرزی
- 10 خلق چون برگ و تو باد و همه لرزان تواند·ظاهرا صف شکنی و به نهان میلرزی
- 11 قصر شکری که به تو هر کی رسد شکر کند·سقف صبری تو که از بار گران میلرزی
- 12 چون که قاف یقین راسخ و بیلرزه بود·در گمانی تو مگر که چو کمان میلرزی
- 13 دم فروکش هله ای ناطق ظنی و خمش·کز دم فال زنان همچو زنان میلرزی
ganjoor: sh2877 · public domain