Diwan Syams› Ghazal 3106› Bait 5 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۳۱۰۶
- هزار ناله کنم لیک بیخود از می عشق چو چنگ بیخبرم از نوا و از زاری
G3106:5
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری·بدان نشان که مرا بینشان همیداری
- 2 بدان نشان که به هر شب چو ماه میتابی·ز ابر دل قطرات حیات میباری
- 3 چه قطرههاست که از حرف عشق میبارد·ز گل گلی بفزاید ز خار هم خاری
- 4 میان خار و گل این سینهها چو بلبل مست·ضمیر عشق دل اندر سحر به سحر آری
- 5 هزار ناله کنم لیک بیخود از می عشق·چو چنگ بیخبرم از نوا و از زاری
- 6 از آن دمی که صراحی عشق تو دیدم·تهی و پر شدهام دم به دم قدح واری
- 7 میان جمع مرا چون قدح چه گردانی·چو شمع را تو در این جمع در نمیآری
- 8 مرا بپرس که این شمع کیست شمس الدین·که خاک تبریز از وی بیافت بیداری
ganjoor: sh3106 · public domain