Diwan Syams› Ghazal 681› Bait 4 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۶۸۱
- نماید آینه سیمای هر کس ازیرا صورت و سیماش نبود
G681:4
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 کسی که غیر این سوداش نبود·ز ذوق ماش یاد ماش نبود
- 2 مثال گوی در میدان حیرت·دوان باشد، اگر چه پاش نبود
- 3 وجودی که نَرست از سایهٔ خوش·پناه سایهٔ عنقاش نبود
- 4 نماید آینه سیمای هر کس·ازیرا صورت و سیماش نبود
- 5 به روزی صد هزاران عیب و خوبی·بگوید آینه، غوغاش نبود
- 6 ندارد آینه با زشت بُغضی·هوای چهرهٔ زیباش نبود
- 7 دهانی زین شکر مجروح گردد·که دندانهای شکّر خاش نبود
- 8 به پرهای عجب دل بر پریدی·ولیک از دام او پرواش نبود
- 9 برو چون مه پی خورشید میکاه·که بیکاهش جمال افزاش نبود
ganjoor: sh681 · public domain