Diwan Syams› Ghazal 865› Bait 4 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۸۶۵
- گر بر سرت گلست مشویش شتاب کن بر آب و گل بساز که هنگام میرود
G865:4
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 جانا بیار باده که ایام میرود·تلخی غم به لذت آن جام میرود
- 2 جامی که عقل و روح حریف و جلیس اوست·نی نفس کوردل که سوی دام میرود
- 3 با جام آتشین چو تو از در درآمدی·وسواس و غم چو دود سوی بام میرود
- 4 گر بر سرت گلست مشویش شتاب کن·بر آب و گل بساز که هنگام میرود
- 5 آن چیز را بجوش که او هوش میبرد·وان خام را بپز که سخن خام میرود
- 6 زان باده دادهای تو به خورشید و ماه و چرخ·هر یک بدان نشاط چنین رام میرود
- 7 والله که ذره نیز از آن جام بیخودست·از کرم مست گشته به اکرام میرود
- 8 آرام بخش جان را زان می که از تفش·صبر و قرار و توبه و آرام میرود
- 9 چون بوی وی رسد به خماران بود چنانک·آن مادر رحیم بر ایتام میرود
- 10 امروز خاک جرعه می سیر سیر خورد·خورشیدوار جام کرم عام میرود
- 11 سوی کشنده آید کشته چنانک زود·خون از بدن به شیشه حجام میرود
- 12 چون کعبه که رود به در خانه ولی·این رحمت خدای به ارحام میرود
- 13 تا مست نیست از همه لنگان سپس ترست·در بیخودی به کعبه به یک گام میرود
- 14 تا باخودست راز نهان دارد از ادب·چون مست شد چه چاره که خودکام میرود
- 15 خاموش و نام باده مگو پیش مرد خام·چون خاطرش به باده بدنام میرود
ganjoor: sh865 · public domain