Diwan Syams› Ghazal 872› Bait 9 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۸۷۲
- زنگی شب ببرد چو طرار عقل ما شحنه صبوح آمد و طرار میکشد
G872:9
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 این عشق جمله عاقل و بیدار میکشد·بی تیغ میبرد سر و بیدار میکشد
- 2 مهمان او شدیم که مهمان همیخورد·یار کسی شدیم که او یار میکشد
- 3 چون یوسفی بدید چو گرگان همیدرد·چون مؤمنی بدید چو کفار میکشد
- 4 ما دل نهادهایم که دلداریی کند·یا گر کشد به رحم و به هنجار میکشد
- 5 نی نی که کشته را دم او جان همیدهد·گرچه به غمزه عاشق بسیار میکشد
- 6 هل تا کشد تو را نه که آب حیات اوست·تلخی مکن که دوست عسل وار میکشد
- 7 همت بلند دار که آن عشق همتی·شاهان برگزیده و احرار میکشد
- 8 ما چون شبیم ظل زمین و وی آفتاب·شب را به تیغ صبح گهردار میکشد
- 9 زنگی شب ببرد چو طرار عقل ما·شحنه صبوح آمد و طرار میکشد
- 10 شب شرق تا به غرب گرفته سپاه زنگ·رومی روزشان به یکی بار میکشد
- 11 حاصل مرا چو بلبل مستی ز گلشنیست·چون بلبلم جدایی گلزار میکشد
ganjoor: sh872 · public domain