Diwan Syams› Ghazal 951› Bait 4 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۹۵۱
- چو مشرقست و چو مغرب مثال این دو جهان بدین قریب شود مرد زان بعید شود
G951:4
Bahasamu
Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Syarah atas bait ini
Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:
Ghazal lengkap ↗
- 1 هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود·چو آب پاک که در تن رود پلید شود
- 2 ز شیر دیو مزیدی مزید تو هم از اوست·که بایزید از این شیردان یزید شود
- 3 مرید خواند خداوند دیو وسوسه را·که هر که خورد دم او چو او مرید شود
- 4 چو مشرقست و چو مغرب مثال این دو جهان·بدین قریب شود مرد زان بعید شود
- 5 هر آن دلی که بشورید و قی شدش آن شیر·ز شورش و قی آن شیر بوسعید شود
- 6 هر آنک صدر رها کرد و خاک این در شد·هزار قفل گران را دلش کلید شود
- 7 ترش ترش تو به خسرو مگو که شیرین کو·پدید آید چون خواجه ناپدید شود
- 8 چو غوره رست ز خامی خویش شد شیرین·چو ماه روزه به پایان رسید عید شود
- 9 خموش آینه منمای در ولایت زنگ·نما به قیصر رومش که تا مرید شود
ganjoor: sh951 · public domain