Diwan Syams Ghazal 994 Bait 7 ← sebelumnya · berikutnya →

Diwan Syams · غزل شمارهٔ ۹۹۴

  1. رقص کنان گوی اگر چه ز زخم در غم و در کوب و کشاکش بود

G994:7

Bahasamu

Belum ada terjemahan dalam bahasa Anda — terjemahan dibuat untuk seluruh ghazal sekaligus:

Syarah atas bait ini

Belum ditulis — syarah atas bait ini dalam konteks ghazalnya:

Ghazal lengkap ↗

  1. 1 دوست همان به که بلاکش بود·عود همان به که در آتش بود
  2. 2 جام جفا باشد دشوارخوار·چون ز کف دوست بود خوش بود
  3. 3 زهر بنوش از قدحی کان قدح·از کرم و لطف منقش بود
  4. 4 عشق خلیلست درآ در میان·غم مخور ار زیر تو آتش بود
  5. 5 سرد شود آتش پیش خلیل·بید و گل و سنبله کش بود
  6. 6 در خم چوگانش یکی گوی شو·تا که فلک زیر تو مفرش بود
  7. 7 رقص کنان گوی اگر چه ز زخم·در غم و در کوب و کشاکش بود
  8. 8 سابق میدان بود او لاجرم·قبله هر فارس مه وش بود
  9. 9 چونک تراشیده شده‌ست او تمام·رست از آن غم که تراشش بود
  10. 10 هر کی مشوش بود او ایمنست·گر دو جهان جمله مشوش بود
  11. 11 مفخر تبریز تو را شمس دین·شرق نه در پنج و نه در شش بود

ganjoor: sh994 · public domain