Baca Kitab 1 Bagian 105 ← sebelumnya · berikutnya →

بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح

Rintihan tiang pohon kurma ketika mimbar dibuatkan untuk Nabi SAW karena banyaknya jamaah sehingga mereka berkata, “Kami tidak bisa melihat wajah muliamu saat berkhotbah,” dan Rasul serta para sahabat mendengar rintihan itu, serta dialog Nabi SAW dengan tiang

  1. M1:2120 اُسُتنِ حنّانه از هِجر رسولناله می‌زد همچو ارباب عُقول
  2. M1:2121 گفت پیغامبر چه خواهی ای ستون؟گفت: جانم از فراقت گشت خون؛
  3. M1:2122 مُسْنَدَت من بودم، از من تاختیبر سر منبر تو مَسنَد ساختی
  4. M1:2123 گفت: خواهی که ترا نخلی کنند؟شرقی و غربی ز تو میوه چنند
  5. M1:2124 یا در آن عالم، حقت سروی کند؟تا تر و تازه بمانی تا ابد
  6. M1:2125 گفت آن خواهم که دایم شد بقاشبشنو ای غافل! کم از چوبی مباش
  7. M1:2126 آن ستون را دفن کرد اندر زمینتا چو مردم حَشْرْ گردد یومِ دین
  8. M1:2127 تا بدانی هر که را یزدان بخوانداز همه کار جهان بی‌کار ماند
  9. M1:2128 هر که را باشد ز یزدان کار و باریافت بار آنجا و بیرون شد ز کار
  10. M1:2129 آنک او را نبود از اسرار دادکی کند تصدیق او نالهٔ جماد
  11. M1:2130 گوید آری نه ز دل بهر وفاقتا نگویندش که هست اهل نفاق
  12. M1:2131 گر نیندی واقفان امر کندر جهان رد گشته بودی این سخن
  13. M1:2132 صد هزاران ز اهل تقلید و نشانافکندشان نیم وهمی در گمان
  14. M1:2133 که به ظن تقلید و استدلالشانقایمست و جمله پر و بالشان
  15. M1:2134 شبهه‌ای انگیزد آن شیطان دوندرفتند این جمله کوران سرنگون
  16. M1:2135 پای استدلالیان چوبین بودپای چوبین سخت بی‌تمکین بود
  17. M1:2136 غیر آن قطب زمان دیده‌ورکز ثباتش کوه گردد خیره‌سر
  18. M1:2137 پای نابینا عصا باشد عصاتا نیفتد سرنگون او بر حصا
  19. M1:2138 آن سواری کاو سپه را شد ظفراهل دین را کیست سلطان بصر
  20. M1:2139 با عصا کوران اگر ره دیده‌انددر پناه خلق روشن‌دیده‌اند
  21. M1:2140 گر نه بینایان بدندی و شهانجمله کوران مرده‌اندی در جهان
  22. M1:2141 نه ز کوران کشت آید نه درودنه عمارت نه تجارتها و سود
  23. M1:2142 گر نکردی رحمت و افضالتاندر شکستی چوب استدلالتان
  24. M1:2143 این عصا چه بود قیاسات و دلیلآن عصا که دادشان بینا جلیل
  25. M1:2144 چون عصا شد آلت جنگ و نفیرآن عصا را خرد بشکن ای ضریر
  26. M1:2145 او عصاتان داد تا پیش آمدیتآن عصا از خشم هم بر وی زدیت
  27. M1:2146 حلقهٔ کوران به چه کار اندریددیدبان را در میانه آورید
  28. M1:2147 دامن او گیر کاو دادت عصادر نگر کادم چه‌ها دید از عصا
  29. M1:2148 معجزهٔ موسی و احمد را نگرچون عصا شد مار و استن با خبر
  30. M1:2149 از عصا ماری و از استن حنینپنج نوبت می‌زنند از بهر دین
  31. M1:2150 گرنه نامعقول بودی این مزهکی بدی حاجت به چندین معجزه
  32. M1:2151 هرچه معقولست عقلش می‌خوردبی بیان معجزه بی جر و مد
  33. M1:2152 این طریق بکر نامعقول بیندر دل هر مقبلی مقبول بین
  34. M1:2153 همچنان کز بیم آدم دیو و دددر جزایر در رمیدند از حسد
  35. M1:2154 هم ز بیم معجزات انبیاسر کشیده منکران زیر گیا
  36. M1:2155 تا به ناموس مسلمانی زینددر تَسلُّس تا ندانی که کیند
  37. M1:2156 همچو قلابان بر آن نقد تباهنقره می‌مالند و نام پادشاه
  38. M1:2157 ظاهر الفاظشان توحید و شرعباطن آن همچو در نان تخم صرع
  39. M1:2158 فلسفی را زهره نه تا دم زنددم زند دین حقش بر هم زند
  40. M1:2159 دست و پای او جماد و جان اوهر چه گوید آن دو در فرمان او
  41. M1:2160 با زبانشان گرچه تهمت می‌نهنددست و پاهاشان گواهی می‌دهند