Baca Kitab 1 Bagian 159 ← sebelumnya · berikutnya →

بخش ۱۵۹ - متهم کردن غلامان و خواجه‌تاشان مر لقمان را کی آن میوه‌های ترونده را که می‌آوردیم او خورده است

Para budak dan kasim menuduh Luqman telah memakan buah-buahan segar yang mereka bawa

  1. M1:3593 بود لقمان پیش خواجهٔ خویشتندر میان بندگانش خوارتن
  2. M1:3594 می‌فرستاد او غلامان را به باغتا که میوه آیدش بهر فراغ
  3. M1:3595 بود لقمان در غلامان چون طفیلپر معانی تیره‌صورت همچو لیل
  4. M1:3596 آن غلامان میوه‌های جمع راخوش بخوردند از نهیب طمع را
  5. M1:3597 خواجه را گفتند لقمان خورد آنخواجه بر لقمان ترش گشت و گران
  6. M1:3598 چون تفحص کرد لقمان از سببدر عتاب خواجه‌اش بگشاد لب
  7. M1:3599 گفت لقمان سیدا پیش خدابندهٔ خاین نباشد مرتضی
  8. M1:3600 امتحان کن جمله‌مان را ای کریمسیرمان در ده تو از آب حمیم
  9. M1:3601 بعد از آن ما را به صحرایی کلانتو سواره ما پیاده می‌دوان
  10. M1:3602 آنگهان بنگر تو بدکردار راصنعهای کاشف الاسرار را
  11. M1:3603 گشت ساقی خواجه از آب حمیممر غلامان را و خوردند آن ز بیم
  12. M1:3604 بعد از آن می‌راندشان در دشتهامی‌دویدند آن نفر تحت و علا
  13. M1:3605 قی در افتادند ایشان از عناآب می‌آورد زیشان میوه‌ها
  14. M1:3606 چون که لقمان را در آمد قی ز نافمی بر آمد از درونش آب صاف
  15. M1:3607 حکمت لقمان چو داند این نمودپس چه باشد حکمت رب الوجود
  16. M1:3608 یوم تبلی والسرائر کلهابان منکم کامن لا یشتهی
  17. M1:3609 چون سقوا ماء حمیما قطعتجملة الاستار مما افضعت
  18. M1:3610 نار زان آمد عذاب کافرانکه حجر را نار باشد امتحان
  19. M1:3611 آن دل چون سنگ را ما چند چندنرم گفتیم و نمی‌پذرفت پند
  20. M1:3612 ریش بد را داروی بد یافت رگمر سر خر را سر دندان سگ
  21. M1:3613 الخبیثات الخبیثین حکمتستزشت را هم زشت جفت و بابتست
  22. M1:3614 پس تو هر جفتی که می‌خواهی برومحو و هم‌شکل و صفات او بشو
  23. M1:3615 نور خواهی مستعد نور شودور خواهی خویش بین و دور شو
  24. M1:3616 ور رهی خواهی ازین سجن خربسر مکش از دوست و اسجد واقترب