Baca› Kitab 1› Bagian 2 ← sebelumnya · berikutnya →
بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او
Raja jatuh cinta pada budak perempuan yang sakit dan berupaya menyembuhkannya
- M1:35 بشنوید ای دوستان این داستانخود حقیقت نقدِ حالِ ماست آن ❋
- M1:36 بود شاهی در زمانی پیش ازینملک دنیا بودش و هم ملکِ دین ❋
- M1:37 اتّفاقا شاه روزی شد سواربا خواص خویش از بهر شکار ❋
- M1:38 یک کنیزک دید شه بر شاهراهشد غلام آن کنیزک پادشاه ❋
- M1:39 مرغ جانش در قفس چون میطپیدداد مال و آن کنیزک را خرید ❋
- M1:40 چون خرید او را و برخوردار شدآن کنیزک از قضا بیمار شد ❋
- M1:41 آن یکی خر داشت، پالانش نبودیافت پالان گرگ خر را در ربود ❋
- M1:42 کوزه بودش آب مینامد بدستآب را چون یافت خود کوزه شکست ❋
- M1:43 شه طبیبان جمع کرد از چپّ و راستگفت جان هر دو در دست شماست
- M1:44 جان من سَهلست جان جانم اوستدردمند و خستهام درمانم اوست
- M1:45 هر که درمان کرد مَر جان مرابرد گنج و دُرّ و مَرجانِ مرا
- M1:46 جمله گفتندش که جانبازی کنیمفهم گِرد آریم و انبازی کنیم
- M1:47 هر یکی از ما مسیح عالِمیستهر الم را در کفِ ما مرهمیست
- M1:48 «گر خدا خواهد» نگفتند از بطرپس خدا بنمودشان عجز بشر
- M1:49 ترک استثنا مُرادم قَسوتیستنه همین گفتن که عارِض حالتیست
- M1:50 ای بسا ناورده اِستثنا به گُفتجان او با جانِ استثناست جفت
- M1:51 هرچه کردند از علاج و از دواگشت رنج افزون و حاجت ناروا ❋
- M1:52 آن کنیزک از مرض چون موی شدچشم شه از اشکِ خون چون جوی شد ❋
- M1:53 از قضا سرکنگبین صَفرا فزودروغن بادام خشکی مینمود ❋
- M1:54 از هلیله قبض شد، اطلاق رفتآب آتش را مدد شد همچو نَفت ❋