Baca› Kitab 3› Bagian 130 ← sebelumnya · berikutnya →
بخش ۱۳۰ - معنی حزم و مثال مرد حازم
Arti kehati-hatian dan contoh orang yang bijaksana
- M3:2841 یا به حال اولینان بنگریدیا سوی آخر بحزمی در پرید
- M3:2842 حزم چه بود در دو تدبیر احتیاطاز دو آن گیری که دورست از خباط
- M3:2843 آن یکی گوید درین ره هفت روزنیست آب و هست ریگ پایسوز
- M3:2844 آن دگر گوید دروغست این برانکه بهر شب چشمهای بینی روان
- M3:2845 حزم آن باشد که بر گیری تو آبتا رهی از ترس و باشی بر صواب
- M3:2846 گر بود در راه آب این را بریزور نباشد وای بر مرد ستیز
- M3:2847 ای خلیفهزادگان دادی کنیدحزم بهر روز میعادی کنید
- M3:2848 آن عدوی کز پدرتان کین کشیدسوی زندانش ز علیین کشید
- M3:2849 آن شه شطرنج دل را مات کرداز بهشتش سخرهٔ آفات کرد
- M3:2850 چند جا بندش گرفت اندر نبردتا بکشتی در فکندش رویزرد
- M3:2851 اینچنین کردست با آن پهلوانسست سستش منگرید ای دیگران
- M3:2852 مادر و بابای ما را آن حسودتاج و پیرایه بچالاکی ربود
- M3:2853 کردشان آنجا برهنه و زار و خوارسالها بگریست آدم زار زار
- M3:2854 که ز اشک چشم او رویید نبتکه چرا اندر جریدهٔ لاست ثبت
- M3:2855 تو قیاسی گیر طراریش راکه چنان سرور کند زو ریش را
- M3:2856 الحذر ای گلپرستان از شرشتیغ لا حولی زنید اندر سرش
- M3:2857 کو همیبیند شما را از کمینکه شما او را نمیبینید هین
- M3:2858 دایما صیاد ریزد دانههادانه پیدا باشد و پنهان دغا
- M3:2859 هر کجا دانه بدیدی الحذرتا نبندد دام بر تو بال و پر
- M3:2860 زانک مرغی کو بترک دانه کرددانه از صحرای بی تزویر خورد
- M3:2861 هم بدان قانع شد و از دام جستهیچ دامی پر و بالش را نبست