Baca› Kitab 3› Bagian 36 ← sebelumnya · berikutnya →
بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکن
Wahyu datang kepada ibu Musa untuk melemparkan Musa ke dalam air
- M3:959 باز وحی آمد که در آبش فکنروی در اومید دار و مو مَکَن
- M3:960 در فکن در نیلش و کن اعتمیدمن تو را با وی رسانم رو سپید
- M3:961 این سخن پایان ندارد مکرهاشجمله میپیچید هم در ساق و پاش
- M3:962 صد هزاران طفل میکشت او برونموسی اندر صدر خانه در درون
- M3:963 از جنون میکُشت هر جا بُد جنیناز حیل آن کورچشم دوربین
- M3:964 اژدها بُد مکر فرعون عنودمکر شاهان جهان را خورده بود
- M3:965 لیک ازو فرعونتر آمد پدیدهم ورا هم مکر او را در کشید
- M3:966 اژدها بود و عصا شد اژدهااین بخورد آن را به توفیق خدا
- M3:967 دست شد بالای دست این تا کجاتا به یزدان که الیه المنتهی
- M3:968 کان یکی دریاست بی غور و کرانجمله دریاها چو سیلی پیش آن
- M3:969 حیلهها و چارهها گر اژدهاستپیش الا الله آنها جمله لاست
- M3:970 چون رسید اینجا بیانم سَر نهادمحو شد والله اعلم بالرشاد
- M3:971 آنچ در فرعون بود اندر تو هستلیک اژدرهات محبوس چَهست
- M3:972 ای دریغ این جمله احوال تو استتو بر آن فرعون بر خواهیش بَست
- M3:973 گر ز تو گویند وحشت زایدتور ز دیگر آفسان بنمایدت
- M3:974 چه خرابت میکند نفس لعیندور میاندازدت سخت این قرین
- M3:975 آتشت را هیزم فرعون نیستورنه چون فرعون او شعلهزنیست