Baca Kitab 3 Bagian 82 ← sebelumnya · berikutnya →

بخش ۸۲ - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف

Sisa kisah si buta dan mushaf

  1. M3:1855 مرد مهمان صبرکرد و ناگهانکشف گشتش حال مشکل در زمان
  2. M3:1856 نیم‌شب آواز قرآن را شنیدجست از خواب آن عجایب را بدید
  3. M3:1857 که ز مصحف کور می‌خواندی درستگشت بی‌صبر و ازو آن حال جست
  4. M3:1858 گفت آیا ای عجب با چشم کورچون همی‌خوانی همی‌بینی سطور
  5. M3:1859 آنچ می‌خوانی بر آن افتاده‌ایدست را بر حرف آن بنهاده‌ای
  6. M3:1860 اصبعت در سیر پیدا می‌کندکه نظر بر حرف داری مستند
  7. M3:1861 گفت ای گشته ز جهل تن جدااین عجب می‌داری از صنع خدا
  8. M3:1862 من ز حق در خواستم کای مستعانبر قرائت من حریصم همچو جان
  9. M3:1863 نیستم حافظ مرا نوری بدهدر دو دیده وقت خواندن بی‌گره
  10. M3:1864 باز دِه دو دیده‌ام را آن زمانکه بگیرم مصحف و خوانم عیان
  11. M3:1865 آمد از حضرت ندا کای مرد کارای به‌هر رنجی به ما اومیدوار
  12. M3:1866 حُسن ظنست و امیدی خوش توراکه تورا گوید به‌هر دم برتر آ
  13. M3:1867 هر زمان که قصد خواندن باشدتیا ز مصحفها قرائت بایدت
  14. M3:1868 من در آن دم وا دهم چشم توراتا فرو خوانی معظم جوهرا
  15. M3:1869 همچنان کرد و هر آنگاهی که منوا گشایم مصحف اندر خواندن
  16. M3:1870 آن خبیری که نشد غافل ز کارآن گرامی پادشاه و کردگار
  17. M3:1871 باز بخشد بینشم آن شاه فرددر زمان همچون چراغ شب‌نورد
  18. M3:1872 زین سبب نبود ولی را اعتراضهرچه بستاند فرستد اعتیاض
  19. M3:1873 گر بسوزد باغت انگورت دهددر میان ماتمی سورت دهد
  20. M3:1874 آن شَلِ بی‌دست را دستی دهدکان غمها را دل مستی دهد
  21. M3:1875 لا نسلم و اعتراض از ما برفتچون عوض می‌آید از مفقود زفت
  22. M3:1876 چونک بی آتش مرا گرمی رسدراضیم گر آتشش ما را کُشد
  23. M3:1877 بی چراغی چون دهد او روشنیگر چراغت شد چه افغان می‌کنی