Baca Kitab 4 Bagian 56 ← sebelumnya · berikutnya →

بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیه‌السلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم

Dalam tafsir hadis Nabi Muhammad SAW: "Sesungguhnya Allah SWT menciptakan malaikat dan menanamkan akal pada mereka, dan menciptakan hewan serta menanamkan syahwat pada mereka, dan menciptakan Bani Adam serta menanamkan akal dan syahwat pada mereka. Maka barang siapa akalnya mengalahkan syahwatnya, dia lebih tinggi dari malaikat. Dan barang siapa syahwatnya mengalahkan akalnya, dia lebih rendah dari hewan."

  1. M4:1494 در حدیث آمد که یزدان مجیدخلق عالم را سه گونه آفرید
  2. M4:1495 یک گره را جمله عقل و علم و جودآن فرشته‌ست او نداند جز سجود
  3. M4:1496 نیست اندر عنصرش حرص و هوانور مطلق زنده از عشق خدا
  4. M4:1497 یک گروه دیگر از دانش تهیهم‌چو حیوان از علف در فربهی
  5. M4:1498 او نبیند جز که اصطبل و علفاز شقاوت غافلست و از شرف
  6. M4:1499 این سوم هست آدمی‌زاد و بشرنیم او ز افرشته و نیمیش خر
  7. M4:1500 نیم خر خود مایل سفلی بودنیم دیگر مایل عقلی بود
  8. M4:1501 آن دو قوم آسوده از جنگ و حرابوین بشر با دو مخالف در عذاب
  9. M4:1502 وین بشر هم ز امتحان قسمت شدندآدمی شکلند و سه امت شدند
  10. M4:1503 یک گره مستغرق مطلق شدستهم‌چو عیسی با ملک ملحق شدست
  11. M4:1504 نقش آدم لیک معنی جبرئیلرسته از خشم و هوا و قال و قیل
  12. M4:1505 از ریاضت رسته وز زهد و جهادگوییا از آدمی او خود نزاد
  13. M4:1506 قسم دیگر با خران ملحق شدندخشم محض و شهوت مطلق شدند
  14. M4:1507 وصف جبریلی دریشان بود رفتتنگ بود آن خانه و آن وصف زفت
  15. M4:1508 مرده گردد شخص کو بی‌جان شودخر شود چون جان او بی‌آن شود
  16. M4:1509 زانک جانی کان ندارد هست پستاین سخن حقست و صوفی گفته است
  17. M4:1510 او ز حیوانها فزون‌تر جان کنددر جهان باریک کاریها کند
  18. M4:1511 مکر و تلبیسی که او داند تنیدآن ز حیوان دگر ناید پدید
  19. M4:1512 جامه‌های زرکشی را بافتندرها از قعر دریا یافتن
  20. M4:1513 خرده‌کاریهای علم هندسهیا نجوم و علم طب و فلسفه
  21. M4:1514 که تعلق با همین دنیاستشره به هفتم آسمان بر نیستش
  22. M4:1515 این همه علم بنای آخورستکه عماد بود گاو و اشترست
  23. M4:1516 بهر استبقای حیوان چند روزنام آن کردند این گیجان رموز
  24. M4:1517 علم راه حق و علم منزلشصاحب دل داند آن را با دلش
  25. M4:1518 پس درین ترکیب حیوان لطیفآفرید و کرد با دانش الیف
  26. M4:1519 نام کالانعام کرد آن قوم رازانک نسبت کو بیقظه نوم را
  27. M4:1520 روح حیوانی ندارد غیر نومحسهای منعکس دارند قوم
  28. M4:1521 یقظه آمد نوم حیوانی نماندانعکاس حس خود از لوح خواند
  29. M4:1522 هم‌چو حس آنک خواب او را ربودچون شد او بیدار عکسیت نمود
  30. M4:1523 لاجرم اسفل بود از سافلینترک او کن لا احب الافلین