Baca› Kitab 5› Bagian 111 ← sebelumnya · berikutnya →
بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه را
Jawaban keledai kepada rubah.
- M5:2617 گفت رو رو هین ز پیشم ای عدوتا نبینم روی تو ای زشترو
- M5:2618 آن خدایی که ترا بدبخت کردروی زشتت را کریه و سخت کرد
- M5:2619 با کدامین روی میآیی به مناین چنین سغری ندارد کرگدن
- M5:2620 رفتهای در خون جانم آشکارکه ترا من رهبرم تا مرغزار
- M5:2621 تا بدیدم روی عزرائیل راباز آوردی فن و تسویل را
- M5:2622 گرچه من ننگ خرانم یا خرمجانورم جان دارم این را کی خرم
- M5:2623 آنچ من دیدم ز هول بیامانطفل دیدی پیر گشتی در زمان
- M5:2624 بیدل و جان از نهیب آن شکوهسرنگون خود را درافکندم ز کوه
- M5:2625 بسته شد پایم در آن دم از نهیبچون بدیدم آن عذاب بیحجیب
- M5:2626 عهد کردم با خدا کای ذوالمننبرگشا زین بستگی تو پای من
- M5:2627 تا ننوشم وسوسهٔ کس بعد ازینعهد کردم نذر کردم ای معین
- M5:2628 حق گشاده کرد آن دم پای منزان دعا و زاری و ایمای من
- M5:2629 ورنه اندر من رسیدی شیر نرچون بدی در زیر پنجهٔ شیر خر
- M5:2630 باز بفرستادت آن شیر عرینسوی من از مکر ای بئس القرین
- M5:2631 حق ذات پاک الله الصمدکه بود به مار بد از یار بد
- M5:2632 مار بد جانی ستاند از سلیمیار بد آرد سوی نار مقیم
- M5:2633 از قرین بیقول و گفت و گوی اوخو بدزدد دل نهان از خوی او
- M5:2634 چونک او افکند بر تو سایه رادزدد آن بیمایه از تو مایه را
- M5:2635 عقل تو گر اژدهایی گشت مستیار بد او را زمرد دان که هست
- M5:2636 دیدهٔ عقلت بدو بیرون جهدطعن اوت اندر کف طاعون نهد