Baca Kitab 5 Bagian 126 ← sebelumnya · berikutnya →

بخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش، رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدنِ شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست، شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر؟ روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده؛ کی برِ تو باز آمدی؟ لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر

Singa menangkap keledai itu, dan singa haus karena berusaha. Ia pergi ke mata air untuk minum, dan saat singa kembali, rubah telah memakan jantung, hati, dan ginjal keledai yang lebih lezat. Singa mencari jantung dan hati, tetapi tidak menemukannya. Ia bertanya kepada rubah, "Di mana jantung dan hati?" Rubah menjawab, "Jika ia punya jantung dan hati, setelah melihat hukuman seperti itu hari itu dan berhasil menyelamatkan nyawanya dengan seribu tipu daya, apakah ia akan kembali kepadamu? 'Jika kami mendengarkan atau berakal, niscaya kami tidak akan termasuk penghuni neraka yang menyala-nyala.'"

  1. M5:2865 برد خر را روبهک تا پیش شیرپاره‌پاره کردش آن شیر دلیر
  2. M5:2866 تشنه شد از کوشش آن سلطان ددرفت سوی چشمه تا آبی خورد
  3. M5:2867 روبهک خورد آن جگربند و دلشآن زمان چون فرصتی شد حاصلش
  4. M5:2868 شیر چون وا گشت از چشمه به خوَرجُست در خر دل نه دل بُد نه جگر
  5. M5:2869 گفت روبه را جگر کو دل چه شدکه نباشد جانور را زین دو بُد
  6. M5:2870 گفت گر بودی ورا دل یا جگرکی بدینجا آمدی بار دگر
  7. M5:2871 آن قیامت دیده بود و رستخیزوآن ز کوه افتادن و هول و گریز
  8. M5:2872 گر جگر بودی ورا یا دل بدیبار دیگر کی برِ تو آمدی؟
  9. M5:2873 چون نباشد نور دل دل نیست آنچون نباشد روح جز گِل نیست آن
  10. M5:2874 آن زجاجی کاو ندارد نور جانبول و قاروره‌ست قندیلش مخوان
  11. M5:2875 نور مصباحست دادِ ذوالجلالصنعت خلقست آن شیشه و سفال
  12. M5:2876 لاجرم در ظرف باشد اعتداددر لهبها نبود الا اتحاد
  13. M5:2877 نور شش قندیل چون آمیختندنیست اندر نورشان اعداد و چند
  14. M5:2878 آن جهود از ظرفها مشرک شده‌ستنور دید آن مؤمن و مُدرِک شده‌ست
  15. M5:2879 چون نظر بر ظرف افتد روح راپس دو بیند شیث را و نوح را
  16. M5:2880 جو که آبش هست جو خود آن بودآدمی آنست کاو را جان بوَد
  17. M5:2881 این نه مردانند اینها صورتندمردهٔ نانند و کشتهٔ شهوتند