Baca› Kitab 5› Bagian 147 ← sebelumnya · berikutnya →
بخش ۱۴۷ - رفتن امیر خشمآلود برای گوشمال زاهد
Perginya Amir yang Murka untuk Menghukum Pertapa
- M5:3489 میر چون آتش شد و برجست راستگفت بنما خانهٔ زاهد کجاست
- M5:3490 تا بدین گرز گران کوبم سرشآن سر بیدانش مادرغرش
- M5:3491 او چه داند امر معروف از سگیطالب معروفی است و شُهرگی
- M5:3492 تا بدین سالوس خود را جا کندتا به چیزی خویشتن پیدا کند
- M5:3493 کو ندارد خود هنر الا همانکه تسلس میکند با این و آن
- M5:3494 او اگر دیوانه است و فتنهکاوداروی دیوانه باشد کیر گاو
- M5:3495 تا که شیطان از سرش بیرون رودبیلت خربندگان خر چون رود
- M5:3496 میر بیرون جست دبوسی بدستنیم شب آمد به زاهد نیممست
- M5:3497 خواست کشتن مرد زاهد را ز خشممرد زاهد گشت پنهان زیر پشم
- M5:3498 مرد زاهد میشنید از میر آنزیر پشم آن رسنتابان نهان
- M5:3499 گفت در رو گفتن زشتی مردآینه تاند که رو را سخت کرد
- M5:3500 روی باید آینهوار آهنینتات گوید روی زشت خود ببین