Baca› Kitab 5› Bagian 149 ← sebelumnya · berikutnya →
بخش ۱۴۹ - قصد انداختن مصطفی علیهالسلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیهالسلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش است
Niat Mustafa a.s. untuk Melemparkan Diri dari Gunung Hira karena Menunggu Jibril a.s. yang Terlambat Menemuinya, Lalu Jibril Muncul dan Berkata: “Jangan Kau Lakukan, Sungguh Berbagai Kebesaran Menantimu.”
- M5:3529 مصطفی را هجر چون بفراختیخویش را از کوه میانداختی
- M5:3530 تا بگفتی جبرئیلش هین مکنکه ترا بس دولتست از امر کن
- M5:3531 مصطفی ساکن شدی ز انداختنباز هجران آوریدی تاختن
- M5:3532 باز خود را سرنگون از کوه اومیفکندی از غم و اندوه او
- M5:3533 باز خود پیدا شدی آن جبرئیلکه مکن این ای تو شاه بیبدیل
- M5:3534 همچنین میبود تا کشف حجابتا بیابید آن گهر را او ز جیب
- M5:3535 بهر هر محنت چو خود را میکشنداصل محنتهاست این چونش کشند
- M5:3536 از فدایی مردمان را حیرتیستهر یکی از ما فدای سیرتیست
- M5:3537 ای خنک آنک فدا کردست تنبهر آن کارزد فدای آن شدن
- M5:3538 هر یکی چونک فدایی فنیستکاندر آن ره صرف عمر و کشتنیست
- M5:3539 کشتنی اندر غروبی یا شروقکه نه شایق ماند آنگه نه مشوق
- M5:3540 باری این مقبل فدای این فنستکاندرو صد زندگی در کشتنست
- M5:3541 عاشق و معشوق و عشقش بر دوامدر دو عالم بهرمند و نیکنام
- M5:3542 یا کرامی ارحموا اهل الهویشانهم ورد التوی بعد التوی
- M5:3543 عفو کن ای میر بر سختی اودر نگر در درد و بدبختی او
- M5:3544 تا ز جرمت هم خدا عفوی کندزلتت را مغفرت در آکند
- M5:3545 تو ز غفلت بس سبو بشکستهایدر امید عفو دل در بستهای
- M5:3546 عفو کن تا عفو یابی در جزامیشکافد مو قدر اندر سزا