Baca Kitab 5 Bagian 81 ← sebelumnya · berikutnya →

بخش ۸۱ - آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیم‌شب بگشادن آن حجرهٔ ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشه‌ای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیال‌اندیشان در کار انبیا و اولیا کی می‌گفتند کی ساحرند و خویشتن ساخته‌اند و تصدر می‌جویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد

Kedatangan sang emir pengadu bersama para pengawal di tengah malam untuk membuka kamar Ayaz, dan melihat mantel kulit serta sandalnya tergantung, dan menyangka itu adalah tipuan dan penyamaran, lalu menggali lubang di setiap sudut rumah yang dicurigai, mendatangkan para penggali sumur, dan melubangi dinding, namun tidak menemukan apa-apa, lalu merasa malu dan putus asa. Seperti halnya orang-orang yang berprasangka buruk dan berkhayal dalam urusan para nabi dan wali, yang mengatakan bahwa mereka adalah penyihir dan membuat-buat diri sendiri serta mencari jabatan. Setelah diselidiki, mereka akan malu dan tidak ada gunanya.

  1. M5:2049 آن امینان بر در حجره شدندطالب گنج و زر و خمره بدند
  2. M5:2050 قفل را برمی‌گشادند از هوسبا دو صد فرهنگ و دانش چند کس
  3. M5:2051 زانک قفل صعب و پر پیچیده بوداز میان قفلها بگزیده بود
  4. M5:2052 نه ز بخل سیم و مال و زر خاماز برای کتم آن سر از عوام
  5. M5:2053 که گروهی بر خیال بد تنندقوم دیگر نام سالوسم کنند
  6. M5:2054 پیش با همت بود اسرار جاناز خسان محفوظ‌تر از لعل کان
  7. M5:2055 زر به از جانست پیش ابلهانزر نثار جان بود نزد شهان
  8. M5:2056 حرص تازد بیهده سوی سرابعقل گوید نیک بین که آن نیست آب
  9. M5:2057 حرص غالب بود و زر چون جان شدهنعرهٔ عقل آن زمان پنهان شده
  10. M5:2058 گشته صدتو حرص و غوغاهای اوگشته پنهان حکمت و ایمای او
  11. M5:2059 تا که در چاه غرور اندر فتدآنگه از حکمت ملامت بشنود
  12. M5:2060 چون ز بند دام باد او شکستنفس لوامه برو یابید دست
  13. M5:2061 تا به دیوار بلا ناید سرشنشنود پند دل آن گوش کرش
  14. M5:2062 کودکان را حرص گوزینه و شکراز نصیحتها کند دو گوش کر
  15. M5:2063 چونک درد دنبلش آغاز شددر نصیحت هر دو گوشش باز شد
  16. M5:2064 حجره را با حرص و صدگونه هوسباز کردند آن زمان آن چند کس
  17. M5:2065 اندر افتادند از در ز ازدحامهم‌چو اندر دوغ گندیده هوام
  18. M5:2066 عاشقانه در فتد با کر و فرخورد امکان نی و بسته هر دو پر
  19. M5:2067 بنگریدند از یسار و از یمینچارقی بدریده بود و پوستین
  20. M5:2068 باز گفتند این مکان بی‌نوش نیستچارق اینجا جز پی روپوش نیست
  21. M5:2069 هین بیاور سیخهای تیز راامتحان کن حفره و کاریز را
  22. M5:2070 هر طرف کندند و جستند آن فریقحفره‌ها کردند و گوهای عمیق
  23. M5:2071 حفره‌هاشان بانگ می‌داد آن زمانکنده‌های خالییم ای کندگان
  24. M5:2072 زان سگالش شرم هم می‌داشتندکنده‌ها را باز می‌انباشتند
  25. M5:2073 بی‌عدد لا حول در هر سینه‌ایمانده مرغ حرصشان بی‌چینه‌ای
  26. M5:2074 زان ضلالتهای یاوه‌تازشانحفرهٔ دیوار و در غمازشان
  27. M5:2075 ممکن اندای آن دیوار نیبا ایاز امکان هیچ انکار نی
  28. M5:2076 گر خداع بی‌گناهی می‌دهندحایط و عرصه گواهی می‌دهند
  29. M5:2077 باز می‌گشتند سوی شهریارپر ز گرد و روی زرد و شرمسار