Baca› Kitab 6› Bagian 86 ← sebelumnya · berikutnya →
بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمیتوانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موشخانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره
Tikus mengatur siasat dengan katak, 'Aku tidak bisa datang kepadamu saat dibutuhkan di air, harus ada ikatan di antara kita sehingga ketika aku datang ke tepi sungai, aku bisa memberitahumu, dan ketika kamu datang ke atas lubang rumah tikus, kamu bisa memberitahuku, dan seterusnya'
- M6:2664 این سخن پایان ندارد گفت موشچغز را روزی که ای مصباح هوش ❋
- M6:2665 وقتها خواهم که گویم با تو رازتو درون آب داری ترکتاز ❋
- M6:2666 بر لب جو من ترا نعرهزناننشنوی در آب نالهٔ عاشقان ❋
- M6:2667 من بدین وقت معین ای دلیرمینگردم از محاکات تو سیر ❋
- M6:2668 پنج وقت آمد نماز و رهنمونعاشقان را فی صلاة دائمون ❋
- M6:2669 نه به پنج آرام گیرد آن خمارکه در آن سرهاست نی پانصد هزار ❋
- M6:2670 نیست زر غبا وظیفهٔ عاشقانسخت مستسقیست جان صادقان ❋
- M6:2671 نیست زر غبا وظیفهٔ ماهیانزانک بیدریا ندارند انس جان ❋
- M6:2672 آب این دریا که هایل بقعهایستبا خمار ماهیان خود جرعهایست ❋
- M6:2673 یک دم هجران بر عاشق چو سالوصل سالی متصل پیشش خیال ❋
- M6:2674 عشق مستسقیست مستسقیطلبدر پی هم این و آن چون روز و شب ❋
- M6:2675 روز بر شب عاشقست و مضطرستچون ببینی شب برو عاشقترست ❋
- M6:2676 نیستشان از جستوجو یک لحظهایستاز پی همشان یکی دم ایست نیست ❋
- M6:2677 این گرفته پای آن آن گوش ایناین بر آن مدهوش و آن بیهوش این ❋
- M6:2678 در دل معشوق جمله عاشق استدر دل عذرا همیشه وامق است ❋
- M6:2679 در دل عاشق به جز معشوق نیستدر میانشان فارق و فاروق نیست ❋
- M6:2680 بر یکی اشتر بود این دو دراپس چه زر غبا بگنجد این دو را ❋
- M6:2681 هیچ کس با خویش زر غبا نمودهیچ کس با خود به نوبت یار بود ❋
- M6:2682 آن یکیی نه که عقلش فهم کردفهم این موقوف شد بر مرگ مرد ❋
- M6:2683 ور به عقل ادراک این ممکن بدیقهر نفس از بهر چه واجب شدی ❋
- M6:2684 با چنان رحمت که دارد شاه هشبیضرورت چون بگوید نفس کش ❋