Leggi Libro 1 La storia del mercante il cui pappagallo in gabbia gli diede un messaggio per i pappagalli dell'India quando andava in affari Distico 1571

M1:1571 — ای بدی که تو کنی در خشم و جنگ / با طرب‌تر از سماع و بانگ چنگ

ای بدی که تو کنی در خشم و جنگبا طرب‌تر از سماع و بانگ چنگ
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:1571

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای آن بدی که تو در خشم و جنگ روا می‌داری، / از سماع و بانگ چنگ نیز برای من طرب‌انگیزتر است. معنا: مولانا می‌گوید حتی ستم و قهری که معشوق روا می‌دارد، برای او از هر موسیقی و نشاط دنیوی دلپذیرتر و شادی‌آفرین‌تر است.

شرح

در مثنوی، با آنکه ظاهری شادمان و طرب‌انگیز دارد، غمی عمیق و بنیادین در پس‌زمینهٔ تمامی ابیات مولانا جریان دارد؛ غمی که از فراق وطن اصلی و بریدگی از نیستان سرچشمه می‌گیرد. این بیت یکی از صریح‌ترین تصریح‌ها به همین غم عمیق است که خود را در هیئتی پارادوکسیکال نمایان می‌سازد. من بر این باورم که مولانا در لحظاتی که یاد فراق و آن وطن اصلی بر او چیره می‌شود، همه چیز را از یاد می‌برد و به تصریح این راز می‌پردازد.

اینجا، مولانا به یک تجربهٔ ورای فهم متعارف اشاره می‌کند: قهر و جفای معشوق، بدی و جنگ او، نه تنها تلخ نیست، بلکه از سماع و بانگ چنگ نیز طرب‌انگیزتر است. این سخن، گزاف نیست و تقیه هم در آن راه ندارد؛ این حقیقت دلِ سوخته‌ای است که در آتش عشق می‌گدازد و از هر شعله‌اش حلاوتی می‌چشد. مولانا این را با ابیاتی در پیوند با همین بیت، آشکارا بیان می‌کند:

«ای جفای تو ز راحت خوب‌تر / انتقام تو ز جان محبوب‌تر نار تو این است، نورت چون بود؟ / ماتمت این است، سورت چون بود؟»

این تعبیرها نشان می‌دهد که برای عاشق، حتی عذاب و انتقام معشوق، شیرین و محبوب‌تر از هر آسایش و راحتی است. ماتم و آتش او نیز، نشانه‌ای از نوری پنهان و سروری ژرف‌تر است. من از این می‌فهمم که در مقام عشق راستین، دوگانگی‌ها رخت برمی‌بندند و اضداد در هم می‌آمیزند. عاشق به جایی می‌رسد که با قهر معشوق چنان صلح می‌کند که آن را هم وجهی از لطف او می‌بیند. اینجاست که مولانا با قطعیت می‌گوید: «عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد / بوالعجب من عاشق این هر دو ضد.» این عشق به هر دو ضد، لطف و قهر، راز بزرگی است که تنها سوخته‌جانان آن را درمی‌یابند. این همان حالتی است که بلبل جان مولانا را بدل به یک نهنگ آتشی می‌کند که هر «ناخوش»ی عشق را «خوشی» می‌بیند.

نکات کلیدی

  • قهر معشوق در چشم عاشق از هر شادی دنیوی دلنشین‌تر است.
  • عشق حقیقی، اضداد (قهر و لطف) را در یکدیگر حل می‌کند و هر دو را شیرین می‌بیند.
  • غم عمیق فراق از وطن اصلی، زمینهٔ شادی‌های مولانا و علت این پذیرشِ پارادوکسیکال است.
  • در مقام عشق، بدی و ستم معشوق نه تنها تلخ نیست، بلکه خود منبع طرب و نشاط است.
  • این بیت بیانگر درجه‌ای از عشق است که فراتر از شکایت و رضایت صرف می‌رود و همه چیز را جلوه‌ای از معشوق می‌داند.

Sources: d1-s07 · 01:23:00 d1-s07 · 01:00:18 d1-s07 · 01:04:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.