Leggi Libro 1 Descrizione delle ali degli uccelli delle intelligenze divine Distico 1583

M1:1583 — چون به نالد زار بی‌شکر و گله / افتد اندر هفت گردون غلغله

چون به نالد زار بی‌شکر و گلهافتد اندر هفت گردون غلغله
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:1583

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که [عارف] از سر نیاز، بدون شکر و گله، ناله سر دهد، در هفت آسمان غوغایی عظیم برپا می‌شود. معنا: این بیت اوج مقام معنوی را وصف می‌کند که در آن سالک، از پسِ رسیدن به نهایت قرب، نه شکرگزار است و نه گلایه‌مند؛ تنها ناله‌ای از سر بی‌خودی سر می‌دهد که هستی را به لرزه درمی‌آورد.

شرح

بی‌تردید، این بیت از عمیق‌ترین و گویاترین اشارات مولانا به مقام نهایی سلوک است؛ مقامی که در آن سالک از دوگانگی شکر و شکایت فراتر می‌رود. من همواره بر این نکته تأکید کرده‌ام که شما می‌توانید متفکران و عارفان را بر اساس شیوهٔ مواجههٔ آنان با هستی و معشوق طبقه‌بندی کنید: برخی تنها اهل شکایتند، برخی اهل شکر و شکایت هر دو، برخی تنها اهل شکرند، و در نهایت گروهی به مرتبه‌ای می‌رسند که نه شاکرند و نه گلایه‌مند. مولانا، در اوج معرفت خود، بی‌شک متعلق به این گروه چهارم است.

شکر و شکایت هر دو بر وجود یک فاصله دلالت دارند. وقتی شاکر هستی، نعمتی را از دستی می‌گیری و از منعم سپاسگزاری می‌کنی؛ وقتی شکایت می‌کنی، از نعمتی محرومی یا از رنجی گله‌مندی. در هر دو حالت، یک دوگانگی میان تو و آن دیگری که مورد خطاب توست، برقرار است. اما تصور کنید مقامی را که این فاصله برداشته می‌شود؛ جایی که سالک چنان به محبوب نزدیک می‌شود که دیگر نه نیازی به اظهار شکر می‌بیند و نه مجال گلایه. اینجا دیگر گفتگویی از سر فاصله نیست، بلکه ناله‌ای است از سر وصل، از سر بی‌خودی، از عمق وجودی که خود را در دریای وجود مطلق فانی دیده است.

این ناله، نالهٔ ضعف نیست؛ نالهٔ یک مرغ ضعیف است که در درونش «مُلک سلیمان با سپاه» نشسته است. این ناله، ناله‌ای عمیق و وجودی است که نه از یک فقدانِ قابل جبران، که از ادراکِ هستیِ محض برمی‌خیزد. این همان «زار نالیدن» است که در آن، تمامی مرزها فرو می‌ریزند و تمامیت وجود سالک، بدون برچسب شکر یا گله، خود را بر هستی آشکار می‌کند. و نتیجه‌اش چیست؟ «افتد اندر هفت گردون ولوله». این ناله، این تضرع، چنان قدرتی دارد که در هفت آسمان، یعنی در تمامی مراتب هستی، غوغایی برمی‌انگیزد و جهان را به خود متوجه می‌سازد.

این تفاوت نگاه مولانا را با حافظ مقایسه کنید. حافظ، هرچند که خود نکته‌دان عشق است، اما می‌گوید: «زان یار دلنوازم شکریست با شکایت / گر نکته‌دان عشقی، خوش بشنو این حکایت.» حافظ در مراتب شکر و شکایت توأمان می‌ماند و این هر دو را معتبر می‌شمارد. اما مولانا از این نیز فراتر می‌رود. او می‌گوید ناله‌ای که هستی را بلرزاند، ناله‌ای است بی‌شکر و گله. این نشان‌دهندهٔ دو تجربهٔ عاشقانه و دو نگرش معرفتی متفاوت است، که هر دو در جای خود ارزشمندند اما مسیرهایشان در اوج با هم تمایز می‌یابند. مولانا در اینجا مقام فنا را به ما نشان می‌دهد؛ مقامی که در آن منِ سالک چنان از میان برمی‌خیزد که دیگر شاکری یا شاکی‌ای باقی نمی‌ماند، بلکه تنها یک نالهٔ محض از بطن وجود سربرمی‌آورد.

نکات کلیدی

  • این بیت توصیف‌گر اوج مقام معنوی است که در آن سالک از دوگانگی شکر و شکایت فراتر می‌رود.
  • هم شکر و هم شکایت بر وجود فاصله دلالت دارند؛ در مقام وصل، این فاصله از میان برمی‌خیزد.
  • نالهٔ عارف در این مقام، نه اظهار ضعف که بیان عمیق‌ترین تجلی وجودی اوست.
  • این ناله چنان قدرت و تأثیری دارد که هستی را به لرزه درمی‌آورد و در هفت آسمان غوغا برپا می‌کند.
  • مولانا در این مقام، در دسته‌بندی خاصی از متفکران قرار می‌گیرد که نه شاکرند و نه شاکی.

Sources: d1-s05 · 00:07:08 d1-s05 · 00:06:25 d1-s04 · 02:07:23

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.