Leggi Libro 1 Il re invia messaggeri a Samarcanda per portare l'orafo Distico 222

M1:222 — تو مگو ما را بدان شه بار نیست / با کریمان کارها دشوار نیست

تو مگو ما را بدان شه بار نیستبا کریمان کارها دشوار نیست
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:222

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: به خودت مگو که ما را به دربار آن پادشاه راهی نیست؛ کارها با کریمان دشوار نیست. معنا: این بیت به سالکان اطمینان می‌دهد که دسترسی به خداوند، با وجود ناچیزی و خطاهایشان، دشوار نیست، زیرا او کریم و بخشنده است و درگاهش همیشه به روی بندگان گشوده است.

شرح

این بیت پایانیِ داستانِ پر حکمت و معنای کنیزک و پادشاه در دفتر اول مثنوی است و بی‌گمان، از لطیف‌ترین، انسانی‌ترین و گویاترین ابیات مثنوی شریف به‌شمار می‌رود. مولانا در این تک‌بیت، عصارهٔ عشق و معرفت خود را دربارهٔ خداوند آشکار می‌سازد و آن را در جمله‌ای موجز به ودیعت می‌نهد.

در اینجا، مولانا به یک «دفع دخل مقدّر» دست می‌زند؛ یعنی اعتراض و تردیدی را که شاید در دل شنونده‌ای بیدار شود، پیشاپیش پاسخ می‌گوید. آن اعتراض این است که «ما کجا، خداوند بزرگ و متعالی کجا؟» چه نسبتی میان این انسانِ ناقص و فاسد با آن پادشاهِ عالم پاک وجود دارد که بتواند معشوق او قرار بگیرد؟ مولانا این تردید را به تندی رد می‌کند و می‌فرماید: «نه، اینطور نیست. تو با یک معشوق کریم و باوفا سروکار داری، نه معشوقی بی‌اعتنا و بی‌وفا که پشت به عاشقانش کند.»

این عشق الهی، از جنس عشق‌های مجازی و زمینی نیست که معشوق از حال عاشق بی‌خبر بماند، یا حتی عاشق را به تباهی بکشاند. سعدی چه نیکو می‌سراید: «شبان آهسته می‌گریم مگر رازم نهان ماند / به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم.» در آنجا، معشوق بی‌خبر است و عاشق در رنج. اما در عشق الهی، معشوق خود «کمند عشق» را می‌افکند و عاشق را به سوی خود می‌کشد. عشق حقیقی، بر خلاف عشق پروانه به شمع که پروانه را می‌سوزاند، عاشق را نمی‌فشارد، بلکه او را «فربه‌تر» و کامل‌تر می‌سازد. چنانکه مولانا می‌فرماید: «در دو چشم من نشین ای آنکه از من من‌تری / تا قمر را وانمایم کز قمر روشن‌تری.» معشوق حقیقی، از «منِ» عاشق، «من‌تر» است و پیوستن به او، هویت عاشق را نه از بین می‌برد که عالی‌تر و با شکوه تر می‌کند.

نکتهٔ کلیدی این بیت، مفهوم «کَرَم» است. کرم، نزد مولانا و در فلسفهٔ کلام اشعری که مولانا به آن بسیار نزدیک است، برتر از عدالت دانسته می‌شود. عدالت، عمل کردن به قدر استحقاق است، در حالی که کرم، بخشیدن بیش از استحقاق است و حتی گذشت از گناهان را شامل می‌شود. خداوندِ کریم، خود را مقید به عدالت نمی‌داند؛ او می‌تواند بیش از استحقاق ببخشد و از مجازات گناهکار بگذرد. این کرم است که راه را برای انسان باز می‌کند و «کارها را دشوار نمی‌سازد.» بنابراین، آن پادشاه (حق‌تعالی)، هرگز بندگانش را از درگاه خود نمی‌راند، بلکه با کرم و احسان، راه وصل را بر آنان هموار می‌کند، فارغ از میزانِ استحقاقشان.

نکات کلیدی

  • دسترسی به خداوند، برخلاف تصور، دشوار نیست و درگاه او همیشه گشوده است.
  • عشق الهی از کرم و بخشش ذات حق سرچشمه می‌گیرد، نه از استحقاق بنده.
  • معشوق حقیقی، خود آغازگر عشق است و کمند آن را بر گردن عاشق می‌افکند.
  • عشق راستین عاشق را فنا نمی‌کند، بلکه هویت او را فربه‌تر و کامل‌تر می‌سازد.
  • مولانا، کرم (بخشندگی) الهی را بر عدالت او ارجح می‌داند؛ زیرا کرم فراتر از استحقاق می‌بخشد.

Sources: d1-s21 · 00:01:25 d1-s21 · 00:01:54 d1-s21 · 00:07:18 d1-s21 · 00:09:09 d1-s21 · 00:10:09 d1-s20 · 00:02:45

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.