Leggi Libro 1 Lo scriba della rivelazione apostata perché il riflesso della rivelazione lo colpì e lesse il verso prima del Profeta (pace e benedizioni su di lui), dicendo: "Allora anch'io sono un ricettacolo della rivelazione." Distico 3288

M1:3288 — فلسفی کو منکر حنّانه است / از حواس اولیا بیگانه است

فلسفی کو منکر حنّانه استاز حواس اولیا بیگانه است
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:3288

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن فیلسوفی که منکر داستان نالیدن ستون حنانه است، از حواس ویژه و فراعادی اولیا و پیامبران بیگانه است. معنا: این بیت می‌گوید که فهم حقایق عمیق دینی و معجزات، فراتر از درک فلسفی محض است و به نوعی حس و درک خاص نیاز دارد که مختص انبیا و اولیاست.

شرح

در کانون هر دین‌داری و خداشناسی اصیل، چیزی نهفته است که فراتر از منطق خشک و قیاس‌های عقلانی است. این مغز دین، دردمندی‌ست، عاشقی‌ست، و حیرانی؛ و هرچه غیر از این، جامه و پوششی است بر آن حقیقت درونی. بسیاری از آدمیان در همین ظواهر می‌مانند و فرصت ورود به اعماق را پیدا نمی‌کنند. اما مولانا، همیشه ما را به عمق فرامی‌خواند و پرده از اموری برمی‌دارد که در نگاه متعارف، «نامعقول» می‌نماید.

مثال بارز این امر، داستان «استن حنانه» است؛ قصه‌ای که پیامبر (ص) پس از ساختن منبر، تکیه دادن به ستون نخل مسجد را ترک کرد و ستون از فراق ایشان، همچون انسانی عاقل به ناله افتاد. این پدیده‌ای‌ست که عقل روزمره تاب فهمش را ندارد. مولانا به صراحت می‌گوید: «فلسفی کو منکر حنّانه است / از حواس انبیا بیگانه است». یعنی آن فیلسوفی که چنین واقعه‌ای را ناممکن می‌داند، در واقع از «حس ویژه‌ی انبیا و اولیا» محروم است. این «حس نبوی»، ادراکی فراعادی و بینشی فراتر از پنج حس ظاهری و قوه عاقله‌ی بشری است که می‌تواند ناله یک ستون را هم بشنود و حقیقت را در ورای صورت‌ها کشف کند.

مولانا بر این نکته تأکید دارد که پاره‌هایی از دین «نامعقول» است، نه به معنای ضد عقل یا خردستیز، بلکه به معنای «خردگریز»؛ یعنی فراتر از حیطه ادراک و هضم عقل متعارف. او می‌گوید: «گر نه نامعقول بودی این مزه / کی بدی حاجت به چندین معجزه». اگر حقایق دین تماماً در دامنه عقل می‌گنجیدند، نیازی به معجزات نبود. کار معجزات این بود که همین عقل سرکش را مرعوب کند و در جای خودش بنشاند، تا مجال ادراک «نامعقول» را بیابد. عقل آنچه معقول است را می‌فهمد، اما دین دربردارنده رازهایی‌ست که فقط با «حواس انبیا» و ادراکی متفاوت قابل درک است.

این تنها به معجزات ختم نمی‌شود. دعا کردن نیز یکی از همین رازهاست که هیچ فیلسوفی، حتی حکمای بزرگی چون ابن سینا و ملاصدرا، راز آن را به تمامی نگشوده‌اند. این از اسراری‌ست که تنها پیامبران تعلیم داده‌اند و در هیچ مکتب فلسفی، حتی مکاتب خداباور، وجود ندارد. به قول مولانا، دعا هم «نامعقول» است؛ یعنی از حدود فهم عقلانی ما می‌گریزد، اما چون انبیا آن را ورزیده‌اند، برای ما طریق رستگاری است. این‌ها همه نشان از آن دارد که هستی و معارف آن، لایه‌هایی دارد که فراتر از دسترس حس و عقل معمول ماست و برای درک آن، باید به «حواس انبیا» گوش سپرد و با نگاه آنان نگریست.

نکات کلیدی

  • حواس اولیا و انبیا، ادراکی فراعادی است که ورای حس و عقل متعارف عمل می‌کند.
  • محدودیت‌های فلسفه و عقل صرف در درک حقایق عمیق و غیرمادی دین.
  • «نامعقول» در مثنوی به معنای «خردگریز» است، نه «خردستیز»؛ یعنی فراتر از ظرفیت عقل، نه مخالف آن.
  • معجزات و اعمالی مانند دعا، راهی برای گشودن دریچه‌های ادراک فراتر از عقل هستند.
  • فهم کامل دین نیازمند ارتقای کیفیت درونی و گشودگی به تجارب فراعادی است.

Sources: d1-s26 · 00:32:40 d1-s26 · 00:35:27 d1-s26 · 00:39:03

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.